Montag, 18. Februar 2013

محفل شب شعر و سخن با خانم دکتر نسرین زنجبر ایرانی





            شب همدلی و همزبانی
شاعر، نویسنده وسخنور توانا خانم دکترنسرین رنجبر ایرانی به دعوت کانون فرهنگی افغانستان- آلمان
 (هامبورگ) به تاریخ۰۹/۰۲/۲۰۱۳ در محفلی شرکت جست که بیش از ۱۵۰ تن از فرهنگیان و فرهنگدوستان
 هموطن وهمزبان نیز دعوت شده بودند تا با این بانوی فرهیخته دیدار نموده از شمیم اشعار نغز و داستانهای
 دلنشین شان مشام جان را سیراب نمایند.

                       
                     
                                         خانم دکتر نسرین رنجبر ایرانی

برنامه ساعت ۷ بعد ازظهر  به گویندگی خانم فخری صفرزاده وبنام یزدان پاک آغازشد.نامبرده بعد از شرح مختصری
در مورد همبستگی های زبانی و فرهنگی دو ملت ، شعر زیبایی از شاعر جوان آقای غفران بدخشانی را   که
 در همین مورد سروده شده بود خواند که مورد توجهّ حاضران قرارگرفت.

 

سپس آقای فضل الله رضائی مسئول کانون فرهنگی افغانستان – آلمان پشت تریبون قرار گرفته ضمن عرض
 خیرمقدم حضور مهمانان ارجمند ، پیرامون میراث عظیم وافتخار آفرین فرهنگی که از نیاکان باخرد مان
 بجامانده است بیانات جامعی ایراد کرده خواستار همکاری های بیشترفرهنگیان افغانستان و ایران و
(درصورت امکان) تاجیکستان در راه حفظ وشکوقایی این داشته های ارزشمند شد. آنگاه شاعرتوانا
 آقای شبگیر پولادیان قصیدۀ بس استادانه و زیبایی تقدیم حاضران کرد که مورد توجه فوق العادۀ اصحاب
 شعر و ادب قرار گرفت .
نویسنده وپژوهشگر سرشناس کشور آقای نصیر مهرین در رابطه به تشابه گوشه هایی از اتفاقات فرهنگی
 در عصر حاضر در ایران و افغانستان  سخنانی ایراد و از خانم رنجبرایرانی قدردانی کرد.
در این قسمت برنامه ، کودک خردسال رها رضائی پشت مکروفون قرار گرفته چنین گفت: من میخواهم
 برای شما یک آهنگ بزنم و بعد یک شعر از مولانا جلال الدین محمد بلخی دکلمه کنم- بااجازۀ شما . آنگاه
با ( نی) آهنگ معروف ملا محمدجان را اجراکرد که سخت مورد توجه قرارگرفت و سپس شعر
 ( بشنواز نی چون شکایت میکند ) را بصورت کامل از بر(ازحفظ) دکلمه کرد که با کف زدن و استقبال و
 تشویق پرشور حاضران روبروشد.
شاعر خوش قریحه آقای ناصر اکبری شرکت کننده بعدی برنامه بود که با قطعه شعری خانم رنجبر را گرامی
 داشته وبا دکلمه شعر عاشقانه ای حاضران را به وجد آورد.
آقای ابراهیم حجازی یکی ازفعالان فرهنگی وعضوپرتوان کانون  گویندۀ بعدی برنامه بود که ضمن ارج
 نهادن به مقام ادبی خانم دکترنسرین رنجبر ایرانی، زندگینامه ایشان را به خوانش گرفت.



                                     
                                                    آقای ابراهیم حجازی مسؤول امور هنری کانون


                   
                         از راست به چپ: خانم فخریه صفرزاده، آقای فضل الله رضایی وخانم نسرین رنجبر                                    

                       هنگامی که تقدیر نامه یی  از طرف اقای رضایی به خانم رنجبر اهدأ گردید

بعد از تفریح کوتاهی بانو دکتر نسرین رنجبر ایرانی با ابراز تشکر از کانون فرهنگی افغانستان-آلمان بخاطر
 برپایی آن محفل وتمجید ازاشعاروبیانات شرکت کنندگان ، برنامه را آغاز و سپس به دکلمه ی قطعاتی از
اشعار زیبا ی خویش پرداخت. اشعاربا احساس خانم ایرانی چه آنهایی که در قالب کلاسیک سروده شده بود
 و چه آنهایی که به سبک نو، مورد توجۀ فوق العادۀ حاضرین قرارگرفت وبا کف زدنهای ممتد استقبال شد.
خانم ایرانی داستان زیبایی نیز ازکارهای تازۀ خویش رابه خوانش گرفت که مورد دلچسبی قرار گرفت.
درنهایت برنامه، دسته گلی همراه با لوح تقدیرکانون فرهنگی افغانستان -آلمان توسط مسئوول کانون
 به خانم دکتر رنجبر ایرانی اهدا گردید که ایشان با تشکر پذیرفتند.  


            
                   رها رضایی آهنگ ملا محمد جان را با نی اجراکرد ومتعاقب آن شعر بشنو از نی  . . .مولانا
                      را دکلمه نمود.
بعد ازصرف غذای شب و پذیرایی از مهمانان ، نوای دلنشین موسیقی زیبا و دلنشینی آن شب بیادماندنی را به
حد کمال رساند. هنرمندان جوان و گرانقدری که به هنرنمایی پرداختند عبارت بودنداز: آقایان سهیل نوروزی،
همایون ننگیالی ، واحد احمدی ،رفیع رحیمی،نادر امیری،عزیزی،ایمان شهیر ومرتضی سعید. هنرمندان را آقای
 ایمان حسین زاده با طبله و استاد خوشحال با بنجو همراهی میکردند. لازم به یادآوری است که تکنوازی 



استاد  خوشحال با بنجوو نی نیز بسیار جالب بود. در تمام طول برنامه هنرمندان با تشویق و کف زدنهای ممتد مهمانان
 روبرو بودند.


با اهدای دسته گلی به مسئوول خانه سلامت آریانا جناب آقای عبد الله احراری و تقدیم تشکرنامه و دسته گل به
هریک از هنرمندان ، ساعت یک بعد از نیمه شب محفل به پایان رسید.


 آقای عبدالله احراری رئیس آسایشگاه اریانا که صالون زیبای آریانا را به گونۀ افتخاری در اختیار کانون نهاده بود 



                                           آقای اکبر ناصری در حال خوانش غزلی به افتخار خانم رنجبر 


Sonntag, 17. Februar 2013

پرتو نادری


                                             

حسین آقا ریاض

در دوران فرمانرواییِ شب، هر نوری محکوم به نا بودی است. چون این در تضاد طبیعیِ و فطریِ نور و ظلمت نهفته است ، که یکی تحمل دیگری را ندارد. استاد پرتو نادری با وجود توانایی هایی همه جانبۀ که دارد، این توانایی را ندارد که بقول استاد سخن وپیرمعرفت حضرت سعدیِ شیرین سخن :
 اگر بینی که نا بینا و چاهست  
اگر خاموش بنشینی گناهست
 استاد پرتو نادری هم به همین مشکل گرفتار است، که نمیتواند با وجودیکه هر روز با چشمان خود می بیند که مردم او درمیهنش، شب و روز با چه مشکلات و عذابهای روحی و جسمی برای امرار معاش روز مرۀ خویش در نبرداند؛باز مهر سکوت بر دهان زده و یک گوشه با بی تفاوتی لَم بدهد و بگوید تا زمانیکه بمن آسیبی نرسیده در وطن آرامش بر قرار است .
 نه خیر، کلمۀ "من"  پیش استاد نادری و کسانی از دایرۀ فکریِ او، به کلمۀ  "ما" تبدیل شده است .چون این مردم با این عقیده زندگی میکنند که:
 " بنی آدم اعضای یکدیگر اند
 که در آفرینش زیک گوهر اند
 چو عضوی به درد آورد روز گار
 دگر عضو ها را نماند قرار.
من ایمان کامل دارم که ملت حق پرست و عاشق پیشۀ من، هیچوقت خدمات و ارزش معنویِ استاد نادری را در جامعۀ ما نا دیده نخواهد گرفت و همچون دیواری عظیم و مستحکم در پشت سر استاد و رهنمای با احساس و و طن پرست خود خواهد ایستاد و نخواهد گذاشت که شب آنقدر گستاخ و بیباک گردد که خیال خاموشیِ این منبع نور و روشنگری را در سر به پروراند.
آقای نادریِ عزیز مردم شما،شما را دوست دارند و به شخصیت وا لای معنویِ شما مینازند و افتخار میکنند.و همواره پشتیبانیِ خود را ازشما و تمام فعالیتهای انسانیِ شما اعلام میدارند.
 با عرض ادب و حرمت .
 ارادتمند تان
 حسین آقاریاض


ظاهر دیوانچگی


دیریست که بوی تعفن مشام آزادی را در کشور پاره پارۀ افغانستان آزار می دهد.
دیریست که بوم شوم بر بام شکستۀ میهن صدای نحس بدبختی را آواز می کند.
دیریست که اجاق استبداد با پر قناری و ساقۀ یاسمن ها  می سوزد.
دیریست که صدای پای حاکمیت زور در هوس زر اندوزی موزیک تلخ میهنی شده است.
 دیریست که گرگ در لباس میش نه در لباس گرگ به جان انسان جامعه ی افغانستان افتاده است.

قاتلان شور و شعوردیروز با تفنگ تکفیر آزادی را نشانه می رفتند؛ امروز آزادی را در ملای عام در حصار می کشند، تا شاید کشتار های دستجمعی را تدارک ببینند.
 این حدس نیست، باور تلخ تاریخ است، که اندام آزادی را به لرزه می آورد.

فقط ما متحد خواهیم شد، از آزادگان دفاع خواهیم کرد. بودن ما در دفاع از آزادی معنا می یابد.

دوستان!
ایشان هراس شان ز یگانگی و آگاهی  ماست.

 پرتو نادری را تنها نخواهیم گذاشت. اگر مویی از سرش کم کنند، می باید در برابر مردم، در برابر تاریخ پاسخگوی باشند. هر چند با مردم و با تاریخ بیگانه اند.

                                     ظاهر دیوانچگی



داکتر لطیف طبیبی

اشاره یی به دستور بازداشت پرتو نادری

از اینکه نظام سلطانی افغانستان بسوی دیکتاتوری میلان دارد، شکی نیست. برای اینکه ساختار اقتصاد چپاولگری و روند اجتماعی بر پایه ایدئولوژی و قوم گرایی زمینه سیاسی این حکومت است. ولی اینکه  این دفعه سنگ سرکوبگری این نظام بطرف یک انسان فرهنگی وشاعر این دهه افغانستان پرتاب  میشود ، جای تعجب است. به باورمن این وظیفه تمام روشنگران افغان است که علیه دستور بی پایۀ نظام سلطانی احتراز نمایند و نگذارند که  روشنفکران افغانستان دوباره قربانی حاکمان این سرزمین گردند.
                                                 با عرض حرمت
                                                    لطیف طبیبی


نصیرمهرین:

چه کسی می تواند انکار نماید که هزار ویک زشتی وپلشتی در جامعه حاکم شده است.رشوت ستانی ، زراندوزی، مردم آزاری، تبعیض ودسته بازی بیداد می کنند.دوست گرامی ام پرتو نادری،از جملۀ آن عزیزانی است که در افشأ مفاسد، راه ورسم توطئه آمیز، لب فرو نبست وسخن به موقع گفت. این است که اصحاب الدولت در هنگامی که اعمال نامۀ چندین سالۀ ایشان بار دیگر در محراق توجه قرار می گیرد،هراسیده اند. می خواهندزبان ها وقلم ها را بترسانند. این باراز پرتو نادری شروع کرده اند.
شرم تان باد با اتخاذ راه وروش مستبدانه! توطئه نکنید تا او را در پشت میله های زندان ببرید. بیایید با او در محضر مردم مناظره کنید. ننگ ابدی بر آنانی که جانب استبداد را الزام می کنند وبا آن هم مدعی اند که دموکرات اند! 


نادر  نورزایی:

 فرهنگینان وجامعه ی مدنی کشور باید از استاد نادری، این فانوس ادب وفرهنگ کشور پشتیبانی بلا قید وشرط نمایند. امروز دزدان وقطاع الطریقان هم می گویند دزد را بگیرید.حاکمان نظام فرسوده وفاسد کرزی واطرافیان اش دیگر آنقدر چشم سفید شده اند که به فرهنگیان شناخته شده ی کشور هم احترام قایل نیستند. آیا آنها می توانند به حقوق و کرامت مردم کشور توجه داشته باشند؟ درود به استاد نادری عزیز وننگ وشرم باد بر حاکمان فاسد و ریاکار! 

چند پارچه طنز احسان الله سلام




                       
                        چند پارچه طنز از :
                                                احسان الله سلام

تو افغان نیستی
 خدا یار جان یگان تا. به چپ می چرخد، می گوید، من یک افغانم. به راست دور می زند، فریاد می زند، من یک افغانم. بالا می پرد، چیغ می زند، های مردم، من یک افغانم. به زیر زمین هم که می رود باز هم دست و پا می زند، که من یک افغااااانم. در حالتی، این همه زدن زدن و بزن بزن را به رخ ملت می کشد، که هیچ بندۀ خدا برایش نگفته است: «تو افغان نیستی!دو شکمبو
دو شکمبو
بیست سال می گذرد که من و صادق خان ـ بدون آن که پیمان استراتژیک امضا کرده باشیم ـ  دوستان هم راز و هم کاسه هستیم. یک پسته را دونیم می کنیم. وقتی او گریه کند، من فغان می کشم؛ وقتی من بَغ بزنم، او واویلا می کند. از خنده که نپرسید. تا لبم سفید شود، گپش به داکتر گرده می کشد. خدا ناکرده اگر او یک تبسم کند، لایزرقهقه ام تا منزل پنجم را سوراخ می کند. صادق خان قرنیۀچشمم است و من هم مردمک چشمش. گاهی آن قدر رفیق هم می شویم که طالب و آی. اس. آی را فراموش کنید. تا اکنون هر چه زدیم و کندیم، حتا یک اختلاف کوچک هم در میان مان سبز نشد. ما هردو صفت هایی داریم که در نه در بنی بشر است و نه در بنی اسراییل. عالی ترین صقتی که ما را به هم چسپانده است، این است که ما هردو، پرخور و شکمبو هستیم. برابر هفت گاو قلبه یی می خوریم اما سیر نمی شویم. خداو راستی که سیر نمی شویم: او از دروغ گفتن سیر نمی شود و من از دروغ شنیدن!

دمی با ماما خلیل
 دیروز درخانۀ ماما خلیل بچه به دنیا آمد. رفتیم به تبریکیش و ازش پرسیدم:         
ـ ماما جان حتماً بر پسرت یک نام شهنامه یی گذاشته ای؟          
ماما یک شماره روزنامۀ 8 صبح را از جیبش بیرون کشید و گفت:         
ـ مبارک باشه ، نامش را " شهرک" و تخلصش را "غاصب " گذاشتم.
                                     ***
از ماما خلیل پرسیدم:        
ـ در میان دزدان، کدامش خطرناک تر است؟   
یک دهن نسوار انداخت و گفت:       
ـ همویش که هم بدزده و هم کنفرانس مطبوعاتی برگزار کنه!


محاکمۀ نمکی
 چاشت امروز هنگام خریدن نمک با نمک فروشی شور قیمت، درگیر شدم. برای آن که دو سه افغانی ارزان بفروشد، به اندازۀ یک ملیون دالردر وصف نمک و نمک فروشی سخن پراگندم و در پایان برای آن که از بزرگان نمک شناس یاد کرده باشم، این بیت جهان شمول را با صدای نمکین برایش خواندم: هرچه بگندد نمکش می زنند / وای از ان روز که بگندد نمک.
یک بار دیدم که نمک فروش مانند بم کنار جاده منفجرشد و سرم داد زد:
ـ او خریدار بی مزه! برو پشت کارت، حالی اگر یک ملیون هم بدهی، یک مثقال نمک برایت نمی دهم.
باروت خشمش جنان قوی بود که حواسم را هفتاد پارچه کرد، و یک کلمه از دهنم برآمد:
ـ چرا؟
ـ باز چرا هم می گویی!  از قواره ات فهمیده می شود که متخصص سنگ پا استی. تو به نمکم توهین کردی!
ـ او کاکا، چه توهینی؟
ـ اول کوشش کن که نگندی؛ باز هم اگر دلت هوای گندیدن دارد، پیشاپیش خودت را نمک بزن ؛ وقتی گندیدی و بو گرفتی ، دیگر معدن کلفگان را هم بر سرت بریزی، پاک نمی شوی. برو بیرون نمک خر نمک نشناس!  
شورایرنگمال
شورای رنگمال
یک نفر از کارمندان شورای امنیت را دیدم که دوله و برسی در دستش، این سو و آن سو می دود. پرسیدم:
ـ کجا به خیر، تو رنگمالی یا کارمند شورای امننیت؟    
گفت:
ـ والله هردویش. رنگمالی دارم.        
ـ چه را رنگ می کنی؟     
ـ همو طالبانی را که در فهرست سیاه ترشده اند؛ سفید رنگ شان می کنم، تا هنگام سفر های صلح، به افریقا نگریزند!


در آن سوی مرز
 از هموطنی که در قلمروامارت اسلامی جمهوری اسلامی افغانستان زنده گی می کند، پرسیدم:
ـ زنده گان شما چگونه زنده گی می کنند؟
شش مترمکعب آه و ناله از سوراخ های بینیش برآمد و گفت:
ـ زنده گان به جایش، وقتی ملا پوستک کیبلی برای هواخوری به قبرستان می رود، مرده گان بی ریش، کفن های ریشداران را می دزدند و لحظه یی که گورستان را ترک می کند، همه شان با هم اتن ملی می کنند.
گفتم:
ـ با شکم چنگ ها چه کار می کنند:
گفت:
ـ هر کی از شدت گرسنه گی فریاد بزند، به جرم آوازخوانی بازداشتش می کنند.
گفتم :
ـ با تاریخ و فرهنگ چه معامله می کنند؟
گفت:
ـ تنبان فرهنگ را کشیده اند، یک سوته هم به دستش داده اند که تاریخ را کف پایی بزند، اگر اقرارنکرد، سوته را در... لاحول ولا...
گفتم:
ـ نیمی از پیکر جامعه در چه حالند؟
گفت:
ـ روزانه سه سیر کنجارۀ امارتی برای شان حواله می کنند تا کم شیر نشوند.
گفتم :
ـ دیگر چه خبر؟
گفت:
ـ خیر و خیریت!
محکمۀ مصطلحات ملی
سخنگوی پوهاندفردوسی امروز در یک تماس تلفونی از وزارت فرهنگ فردوس به ما خبر داد که ستره محکمۀ افغانستان در یک نشست علنی یک مجرم فرهنگ ناک را به نام «دادگاه» به 5000 سال زندان محکوم کرده است و از څارنوالی خواسته است تا بیدرنگ ترورناک  دیگری به نام «دادستانی» را به میز محکمۀ مصطلحات ملی بکشاند. سخنگوی فردوسی اضافه کرد که در این گیرودار «دانشگاه» در مسیر راه از دست پوهنتون فرار کرده و خودش را به تلویزیون طلوع تسلیم کرده استاز این در به آن در
    از این در به آن در
 دیویدپتریوس زن شناس خدانشناس ( لامذهب خدای خودش را می شناسد) تجاوز جنسی عاشقانه اش را بر معشوقه اش پذیرفته است و از مقام دولتی و منصب عشقیش استعفا داده است؛ اما... اما آن مردک خداشناس کودک نشناس، در پیش قاضی تجاوز جنسی پدرانه بر دخترش را نپذیرفته و حاضر نیست ازبست آدمیت و مقام پدریش استعفا بدهد. به ما چه؛ دلش دخترش!
                                                                ***
ما و شما در مکتب ضرب زبانی را تا درجۀ 10 یاد می گرفتیم. آخرش همین بود: 10ضرب 10 = 100
حالا بر اساس این گزارش:«یک منبع که نخواست نامش فاش شود، به روزنامه 8صبح گفت اخیرا پنج تن از نمایندگان مجلس از وزیر شهرسازی مبلغ 250هزار دالر امریکایی رشوه درخواست کرده‌اند. این نمایندگان در بین همکاران‌شان به «5×50» مشهور شده‌اند.» مردم ریاضی ندان افغانستان مکلف استند که ضرب زبانی را تا 50 یاد بگیرند.
                                                              ***
دیشب با زیگوخان قصه می کردیم، بعد از گفتن دو سه کلمه، بیدرنگ فریاد می کرد: «من فیلم، من فیلم!»
هراندازه برایش دلیل می آوردیم که هیچ جایی تو به فیل مانند نیست، اما دو گوشش را در یک کلاه کرده بود که من فیلم، شما نمی بینید. یکی از ما گفت « خوب اگر فیلی، خرطومت کو؟»؛ دیگری پخ زد و گفت: « اگر فیلی، تنبانت را بکش و نشان بده که، چیز فیل را داری ؟....» فیل فیل گفته، شب دو پاره شده بود و سپل بیخوابی هم بر فرق مان می کوبید . ناگزیر موش وار با اتفاق آراء به فیل بودنش رای دادیم.  فیل رفت به خانه اش ، ما هم رفتیم و خوابیدیم. فردا دیدمش، سرش صدا زدم؛ کجاستی فیل خان؟ رویش بادنجان رومی شد و چیغ زد: «خودت فیل، پدرت فیل، موش بی کله!» گفتم، والله خودت دیشب یک بار نه،  ده بار گفتی که، فیلی!        
باز رنگش بیرق امارت شد وفریاد زد: « شما از "هرمنوتیک" خبر ندارید،  "متن" را مسخره می کنید. آدم که شب فیل بود، مجبور نیست که روز هم فیل باشد.»

کاغذ حلال
دل ملاکیبلی پیچ و تاب زد. سراسیمه سوی تشناب صحرایی دوید. وقتی مواد منفجره اش را تخلیه کرد، این طرف و آن طرف دست دراز کرد، کلوخ پیدا نکرد. به جیبش دست برد،  کاغذی را کشید و سوراخ دعایش را پاک کرد.
اندیوالش ملاپشم گل یک پلوان آن سوتر چشم هایش را سرمه می کرد، از این کار ملاکیبلی خوشش نیامد و سرش غرید:
ـ اولعین، با کاغذ پاک نکو؛ حرام است. گناه داره!
ملاکیبلی تبسم پشمانه یی کرد و گفت:
ـ او بی دین، با ای کاغذ ثوابش زیاد است. بگی بخوان؟
پشم گل کاغذ را قاپید و با آواز بلند خواند:
ـ فصل سوم؛ مادۀ شصت و چهارم؛ صلاحیت های رئیس جمهور!

دلیل سنگین
 دولتمردی از ناتو پرسید: « جرا برای مان سلاح سنگین نمی دهید؟»       
ناتو گفت:« هروقتی که خودتان سنگین شدید، برای تان سلاح سنگین می دهیم.»     
دولتمرد دویده یک دانه ترازو آورد و گفت:« اگر نر هستی بگیر تول کن که تو سنگین هستی یا من!»


خبر جاده یی   
سازمان ملل: طالبان استفاده از بمب‌های کنار جاده‌ای را متوقف کنند.( بی بی 30 )  
طالبان این هدایت مقام محترم ملل متحد را پذیرفته و گفته اند که؛ به
چشم بعد از این بم ها را در میان جاده می گذاریم تا شما خفه نشوید. 

طنز های بیشتر احسان الله سلام را در پخته پرانک بخوانید:  www.pakhta.blogfa.com



فراخوان عمومی شبکه سراسری مردم هزاره

برای اعتصاب غذا در کشورهای مختلف جهان


                                
 

NewYork6.jpg

شبکه سراسری مردم هزاره
: روز شنبه ۱۶ ماه فبروری در حمله ی خونین و وحشیانه دیگر بر مردم هزاره در شهر کویته پاکستان صدها تن از مردم ما کشته و زخمی شدند. ابعاد جنایات سازمان یافته علیه مردم ما هر روز بیشتر از قبل می شود و ما هر روز شاهد از دست دادن عده ای بیشتری از عزیزان خود هستیم. این حمله ی ددمنشانه در حالی صورت گرفته که روز دهم ماه جنوری همین سال، بیش از ۱۰۰ تن دیگر از مردم ما در شهر کویته کشته شدند. تکرار این جنایات و افزایش دامنه آن به فرد فرد جامعه هزاره در هر نقطه ی جهان هشداری جدی ست که اگر برای توقف کامل آن چاره ای اساسی نیندیشیم، نسل کشی افزایش چشمگیر پیدا می کند. از سوی دیگر در بازار کثیف سیاسی و رسانه ای، نسل کشی مردم هزاره به جنگ های مذهبی تقلیل یافته تا دست های پنهان و پیدای خشونت، جنایت خود را در آزادی بیشتر دنبال کنند.
 در چنین شرایط حساسی، شبکه سراسری مردم هزاره از هزاره های کویته ی پاکستان می خواهد، سیاست های حزب دموکراتیک مردم هزاره را دنبال کرده و از پراکندگی در واکنش ها و نحوه برخورد با جنایات پرهیز نمایند. شبکه سراسری مردم هزاره از ریش سفیدان و جامعه ی روحانی هزاره می خواهد، پیشبرد مسایل در کویته ی پاکستان را در “هماهنگی کامل” با سیاست های حزب دموکراتیک مردم هزاره به رهبری آقای خالق هزاره پیش ببرند و از چند دستگی جلوگیری کنند.
شبکه سراسری مردم هزاره همچنین از مردم هزاره در سراسر جهان می خواهد که دست به اعتصاب غذا و برپایی تظاهرات گسترده بزنند. در این شرایط حساس باید از هر راه ممکن نهادهای سیاسی کشورهای مختلف بویژه پارلمان های کشورهای مختلف را وادار به تدبیر راهکارهای مناسب برای پیشگیری از ادامه نسل کشی مردم هزاره مجبور کنیم.
برای اینکار ما از مردم هزاره در سراسر جهان می خواهیم که در کشورهای مختلف مقابل پارلمان این کشورها دست به اعتصاب غذا بزنند و اعتصاب غذا را تا هنگام برآورده شدن خواسته ها ادامه دهند.
برنامه اعتصاب غذا مقابل پارلمان ناروی برای شروع از تاریخ دوشنبه ۲۵ فبروری توسط کامران میرهزار روی دست گرفته شده و مراحل اداری برای دریافت مجوز از تاریخ دوشنبه ۱۸ فبروری آغاز می شود. به همین ترتیب همزمان و یا به دنبال این اعتصاب غذا باید، در کشورهای مختلف اروپایی و آمریکایی نیز اعتصاب غذا برگزار شود. در کشورهایی مانند بلژیک، سوئیس و آمریکا اعتصاب غذا می تواند مقابل دفاتر اصلی سازمان ملل و اتحادیه اروپا و در سایر کشورها و شهرها نیز اعتصاب غذا مقابل پارلمان های کشورها صورت گیرد.
خواست اصلی در هنگام برگزاری اعتصاب غذا:
یک: تشکیل جلسه فوری در صحن عمومی پارلمان کشور برای بررسی اوضاع مردم هزار در پرتو کنوانسیون جلوگیری و مجازات نسل کشی
دو: به رسمیت شناخته شدن نسل کشی مردم هزاره در پاکستان که در چند سال اخیر به جریان افتاده و به رسمیت شناخته شدن نسل کشی مردم هزاره در دو قرن اخیر
سه: تدبیر راهکارهای سیاسی و دیپلماتیک فوری بر اساس مواد صریح کنوانسیون جلوگیری و مجازات نسل کشی برای تامین کامل امنیت مردم هزاره و مجازات عاملین نسل کشی
شبکه سراسری مردم هزاره همچنین از مردم هزاره در کشورهای مختلف جهان می خواهد که در کنار اعتصاب کنندگان غذا قرار گرفته و علاوه بر حمایت معنوی و کمک به تدارکات آنان مانند برق، خیمه، اینترنت، تماس تلفونی، اطلاع رسانی و…دست به راهپیمایی های گسترده بزنند.
شبکه سراسری مردم هزاره
شنبه ۱۶ فبروری ۲۰۱۳