Samstag, 26. Juli 2014

" مایان همگی خوبیم "





                                         Foto: ‎با سپاس بیکران از دوست  ارجمندم محترم میلاد شریف .‎

.........................................................................................

دکتور پرویز آرزو

پرويز آرزو





                 "مایان همگی خوبیم"





"مایان همگی خوبیم"
 از آن جمله های پر اندوه و پر از حس غربت است. پای این جمله از نگاه دستوری می لنگد اما سرشارِ جان و پاکی است. این جمله در ابتدای بسیاری از نامه های گذشته می آمد. نامه هایی که گویی به بال کبوتر بسته می شدند تا از فراز کوه ها- پوست آماسیده ی زمین- و دشت ها- جگر پر اندوه زمین- به مادری، پدری، فرزندی، خواهری... برسند. نامه هایی که بوی نعنا و سادگی و اندوه و زخم تاریخ می دادند. غم انگیز است که گاهی واژه ها را یارای رسیدن به دیار معنی نیست. نمی دانم آنچه در غور گذشت را با کدام واژه ها و ترکیب ها می توان بیان کرد: وحشیگیری؟ حیوان صفتی؟ جنایت؟... این واژه ها نمی توانند بار آن معنا و درد را بر شانه های لاغر خود بکشند... تصور این که انسان ها به خاطر تفاوتی در هویت قومی، در مذهب، در رنگ پوست یا هر چیز دیگری جدا می شوند و تیرباران، جان از آدم می گیرد...


این شعر زبانی ساده و روستایی دارد.

مایان همگی خوبیم...
خط آمده از خاله! "رحمت"! پسرم! کار است
بنویس جوابش را، بنویس که بسیار است

بنویس سلام از ما- خوش خط بنویسی! خُب؟
پر دیدنیِ خواهر، بیچاره و بیمار است

مایان همگی خوبیم. احوال تو هم خوب است؟
"افسانه" رَوَد مکتب؟ شویت به سر کار است؟

دانم که جگر خونی، چون دخترکت مرده
اولاد بشر خواهر، همواره عزادار است

پیراهن "یوسف جان" دیروز شده پاره
دَر می کشم این سوزن، در دست دگر تار است

همسایه ی ما امروز، خیرات به گردن داشت
یک قاب پلو آورد- همسایه ی غمخوار است

دیروز "صفر" از شهر، یک بوجیِ نان آورد
شٌربای کچالو هم، امروز سرِ بار است

اوقات همه خوب است، وقتی که فراوانی ست!
خواهر به خدا شکر است، این نعمتِ بسیار است!

خواهر! نخوری غصه! مایان همگی خوبیم!
تنها غم این دوری بسیار دل آزار است...

تروریست ها لبخند را نمی پذیرند.


نصیرمهرین


Nasir Mehrin


             تروریست ها لبخند را نمی پذیرند



Foto: ‎تروریست ها لبخند را نمی پذیرند
خبر تکاندهنده ی کشتن 14 تن به شمول عروس وداما، نزدیکان و کودکی را در راه غور کابل شنیدیم. خبری که مانند خبرهای مشابه، حاکی از حضور تروریستها، از وحشت وجهالت آنها است. اما این کشتار وحشیانه نیز تکانه یی برای همه نیست. آن طالب دوستانی که کشتار 210 تن از هزاره های یکاولنگ وموارد مشابه را، درکمال جهالت پرستی  " نیازتأمین امنیت " می نامیدند، آنانی که کرزی ها واحمدزی  . . . برادران و اندیوال های طالبان را فراز آوردند؛ چنان در طالب دوستی محکم وپای برجا اند وچنان وجدان های خفته یی دارند، که اندکی هم تکان نمی بینند.  
آوردن خبر وحشیگری طالبان، به منظور نشان دادن آن نیست، که خوش بینان آنها  به تغییری در برداشت وموضع دعوت شوند. آدم کشی آنها کار روز مره ی شده است. کسانی که چشمان خویش را نبندند وحداقل وجدان به کار بگیرند می بینند که آنها حامل ننگ آمیزترین اعمال ضد انسانی می باشند. مهم این است که مدافعین داخلی وخارجی آنها خوبتر وبهتر تشخیص شوند. مهم این است که صفوف مخالفان تروریسم  با آنانی که مشوق حرکات ضد انسانی اند، شناخته شوند. هنگام مشاهده ی فجایعی که اسرائیل درغزه ومناطق دیگر مرتکب شده است، فریاد بر می آوریم وبرحق مدافعین اسرائیل را نیز محکوم می کنیم. اما نمی بینیم که آن ترورها از طرف شخصیت ها ومحافل فلسطینی، به رغم اختلافاتی که با هم دارند، در معرض جانبداری قرار گرفته باشند. ولی در افغانستان وضع به گونه ی دیگری است. تعصب مذهبی وقومی بر خاسته از جهالت، میراث بردار رفتاری های نهادینه شده ی زمانه امیر عبدالرحمان خانی ، که یکی از ابعاد هویتی وحشت طالبی را تشکیل داده است، پشتیبانی آشکار وپنهان می شود. افراد قدرت طلب و دولتمردان دارنده ی وجدان خفته کم نیستند که خوش می گذرانند، محافل بزرگ عروسی برپا می دارند، برلبان کارکنان هوتل های دبی تبسم رضایت می نشانند، اما وقتی طالب وحشی، آغاز زنده گی مشترک دو جوان، نزدیکان واقارب آنها را به دلیل ماهیت مرگ آورانه وتعصب کور مجال نمی دهد؛ و حد اقل تبسم بر لبان مردم را می رباید، همه نهادها، شخصیت ها و دولتمردان و دولت جویانی که خاموشی را در پیش می گیرند و به موضعگیری جدی ، مستمر و وسیع اقدام نمی کنند؛ شرکای جرم این جنایت هستند. آنانی نیز شناخته شده هستند که با تقبیح لفظی چنین موارد، درعمل رشد طالب وتروریسم را فراهم نموده اند . پس درپهلوی محکومیت این جنایات ، آنانی را باید درستر شناخت که تعصب جاهلانه ی خویش را به منظور تصفیه های قومی ومذهبی  با پیش گرفتن غیر انسانی ترین رفتارها همواره ارج نهاده وهمکار تروریست ها بوده اند.‎


خبر تکاندهنده ی کشتن 14 تن به شمول عروس وداما، نزدیکان و کودکی را در راه غور کابل شنیدیم. خبری که مانند خبرهای مشابه، حاکی از حضور تروریستها، از وحشت وجهالت آنها است. اما این کشتار وحشیانه نیز تکانه یی برای هم
ه نیست. آن طالب دوستانی که کشتار 210 تن از هزاره های یکاولنگ وموارد مشابه را، درکمال جهالت پرستی " نیازتأمین امنیت " می نامیدند، آنانی که کرزی ها واحمدزی . . . برادران و اندیوال های طالبان را فراز آوردند؛ چنان در طالب دوستی محکم وپای برجا اند وچنان وجدان های خفته یی دارند، که اندکی هم تکان نمی بینند.
آوردن خبر وحشیگری طالبان، به منظور نشان دادن آن نیست، که خوش بینان آنها به تغییری در برداشت وموضع دعوت شوند. آدم کشی آنها کار روز مره ی شده است. کسانی که چشمان خویش را نبندند وحداقل وجدان به کار بگیرند می بینند که آنها حامل ننگ آمیزترین اعمال ضد انسانی می باشند. مهم این است که مدافعین داخلی وخارجی آنها خوبتر وبهتر تشخیص شوند. مهم این است که صفوف مخالفان تروریسم با آنانی که مشوق حرکات ضد انسانی اند، شناخته شوند. هنگام مشاهده ی فجایعی که اسرائیل درغزه ومناطق دیگر مرتکب شده است، فریاد بر می آوریم وبرحق مدافعین اسرائیل را نیز محکوم می کنیم. اما نمی بینیم که آن ترورها از طرف شخصیت ها ومحافل فلسطینی، به رغم اختلافاتی که با هم دارند، در معرض جانبداری قرار گرفته باشند. ولی در افغانستان وضع به گونه ی دیگری است. تعصب مذهبی وقومی بر خاسته از جهالت، میراث بردار رفتاری های نهادینه شده ی زمانه امیر عبدالرحمان خانی ، که یکی از ابعاد هویتی وحشت طالبی را تشکیل داده است، پشتیبانی آشکار وپنهان می شود. افراد قدرت طلب و دولتمردان دارنده ی وجدان خفته کم نیستند که خوش می گذرانند، محافل بزرگ عروسی برپا می دارند، برلبان کارکنان هوتل های دبی تبسم رضایت می نشانند، اما وقتی طالب وحشی، آغاز زنده گی مشترک دو جوان، نزدیکان واقارب آنها را به دلیل ماهیت مرگ آورانه وتعصب کور مجال نمی دهد؛ و حد اقل تبسم بر لبان مردم را می رباید، همه نهادها، شخصیت ها و دولتمردان و دولت جویانی که خاموشی را در پیش می گیرند و به موضعگیری جدی ، مستمر و وسیع اقدام نمی کنند؛ شرکای جرم این جنایت هستند. آنانی نیز شناخته شده هستند که با تقبیح لفظی چنین موارد، درعمل رشد طالب وتروریسم را فراهم نموده اند . پس درپهلوی محکومیت این جنایات ، آنانی را باید درستر شناخت که تعصب جاهلانه ی خویش را به منظور تصفیه های قومی ومذهبی با پیش گرفتن غیر انسانی ترین رفتارها همواره ارج نهاده وهمکار تروریست ها بوده اند.

راز این جنایت چیست ؟



 میرحسین مهدوی Mir Hussain Mahdavi


راز اين جنايت چيست ؟

جان آدم براي اين جاني ها هيچ وقت ارزش نداشته است. اصلا كسي توقعي جز مرگ آفريني از طالبان ندارد. بي رحمي، قتل، تجاوز و جنايت جزو أوصاف اصلي اين گروهك بد نام به حساب مي آيد. البته خودشان هم هيچ وقت إنكار نكرده اند. نام جنايت شان را جهاد گذاشته اند و نام آي آس آي را خدا. به راحتي سركشيدن يك گيلاس آب آدم مي كشند. اينكه بر سر وجدان و فطرت إنساني شان چه آمده است حرف ديگري است. چگونه يك إنسان اينقدر از انسانيت فاصله مي گيرد و رحم، نوع دوستي و عاطفه به كلي در وجودش از بين مي رود؟

كشتار مسافران ولايت غور بسيار غم انگيز بود. عروس، داماد و دوازده نفر ديگر را صرفا به خاطر هزاره بودن از دم تبغ گذرانيده اند. البته اين بار أول هزاره كشي طالبان نيست. قتل عام هاي بزرگي چون يكاولنگ و مزار هرگز از خاطر مردم و خاطره ي تاريخ پاك نخواهد شد.
چيزي كه در اين حادثه تازگي دارد شكنجه كردن قربانيان پيش از كشتن شان است. شكنجه كردن قرباني نشانه ي أوج نفرت قاتلان از قربانيان است. نه اين هم تازگي ندارد. مگر رهبر رادمرد هزاره ها را پيش از كشتن به دردناك ترين وجه ممكن شكنجه نكردند؟ به نظر مي رسد تنها نكته ي تازه در جنايت تازه ي طالبان اين باشد كه اين گروهك آدم خوار هنوز كه هنوز است از هزاره نفرت دارد. در بسياري از برنامه ها و سياست هاي طالبان تغييرات بنيادي إيجاد شده است اما نفرت آنان نسبت به هزاره ها تغييري نكرده است.
طالبان آنقدر از هزاره ها نفرت دارند كه فقط مردن را براي شان كم مي دانند. طالبان مي خواهند كه هزاره ها مرگ را با تلخي و درد شكنجه در آغوش بگيرند.

Foto: ‎راز اين جنايت چيست ؟
--------------------
جان آدم براي اين جاني ها هيچ وقت ارزش نداشته است. اصلا كسي توقعي جز مرگ آفريني از طالبان ندارد. بي رحمي، قتل، تجاوز و جنايت جزو أوصاف اصلي اين گروهك بد نام به حساب مي آيد. البته خودشان هم هيچ وقت إنكار نكرده اند. نام جنايت شان را جهاد گذاشته اند و نام آي آس آي را خدا. به راحتي سركشيدن يك گيلاس آب آدم مي كشند. اينكه بر سر وجدان و فطرت إنساني شان چه آمده است حرف ديگري است. چگونه يك إنسان اينقدر از انسانيت فاصله مي گيرد و رحم، نوع دوستي و عاطفه به كلي در وجودش از بين مي رود؟
كشتار مسافران ولايت غور بسيار غم انگيز بود. عروس، داماد و دوازده نفر ديگر را صرفا به خاطر هزاره بودن از دم تبغ گذرانيده اند. البته اين بار أول هزاره كشي طالبان نيست. قتل عام هاي بزرگي چون يكاولنگ و مزار  هرگز از خاطر مردم و خاطره ي تاريخ پاك نخواهد شد.
چيزي كه در اين حادثه تازگي دارد شكنجه كردن قربانيان پيش از كشتن شان است. شكنجه كردن قرباني نشانه ي أوج نفرت قاتلان از قربانيان است.  نه اين هم تازگي ندارد. مگر رهبر رادمرد هزاره ها را پيش از كشتن به دردناك ترين وجه ممكن شكنجه نكردند؟ به نظر مي رسد تنها نكته ي تازه در جنايت تازه ي طالبان اين باشد كه اين گروهك آدم خوار هنوز كه هنوز است از هزاره نفرت دارد. در بسياري از برنامه ها و سياست هاي طالبان تغييرات بنيادي إيجاد شده است اما نفرت آنان نسبت به هزاره ها تغييري نكرده است.
طالبان آنقدر از هزاره ها نفرت دارند كه فقط مردن را براي شان كم مي دانند. طالبان مي خواهند كه هزاره ها مرگ را با تلخي و درد  شكنجه در آغوش بگيرند.‎

باز جوی خون جاری کردند . . .


کاوه شفق آهنک Kawa Shafaq



باز جوی خون جاری کردند،

                                   برادرانِ دولت


هر حرفی، هر شعری، هر مقاله یی در مقابل فاجعه ی غور بی معنی می شود اما انسان وقتی بیچاره می شود جز حرف چه دارد؟ و  ما هر روز در مقابل فاجعه ی دیگر به تکرار طعم تلخ بیچاره بودن را می چشیم، در سوگ انسان های بی گناه اشک می ریزیم، فاتحه می خوانیم، به قاتلین و برادران دولتی شان لعنت و نفرین می فرستیم. ملت افغانستان در بازی شیطانیِ قدرت ها، همکاری و هم سویی دولت بی کفایتش با تاریک ترین و ضد انسانی ترین تفکر بشر هر روز در مقابل فاجعه ی تازه قرار می گیرد و می شکند. ضرور نیست من این کلمات پراگنده را بنویسم، همه این حرفها را می دانند اما جز چند کلمه حرف چه می توان کرد؟!.
.

از چراگاه همسایه می آیند
برادران رئیس جمهور
و در کوچه های ما جشن مقدس بر پا می کنند

برادران رئیس جمهور
ریشهای دراز مبارک دارند
و قلب عاشق شان
برای همبستر شدن با زنان بهشتی می تپد
آنها برای ریختن خون بکارت
جان می دهند

دندانهای شان
در چراگاه همسایه
با سوهان مقدس تیز می شوند
تا قلب کودکان مرا
بر سفره ی ضیافت سِکسِ آسمانی
خوبتر جویده باشند
زیرا زنان بهشتی
آنهایی را دوست می دارند
که ریشهای دراز دارند،
کباب کودک می خورند
و افسار می پوشند

رئیس جمهور
بر خلاف برادرانش
چپن بر شانه می اندازد
با آنهم
وقتی لب به سخن می گشاید
هر چار پایش نمایان می گردد

سلیمان باید بود
تا زبانش را فهمید
.............................
برگرفته از فیسبوک شاعر ارجمند کاوه شفق آهنگ

Donnerstag, 24. Juli 2014

به یاد مردم دردمند فلسطین .





 به یاد مردم دردمند
            فلسطین
         چند نبشته از نصیرمهرین 
                                                          

سال 1346 خورشیدی بود. وقتی ساعت 5 بعد از ظهر ازمکتب رخصت شدیم، چند تن ازهمصنفان تلاش کردیم که زودتربه میدان فوتبال مجاورلیسه استقلال برسیم و مسابقات فوتبال را ببینیم. اما، درعرض راه جلب مظاهره یی شدیم که بیشترینه شعار هایش، تاخت وتازبراسرائیل بود.حدود یک ساعت بعد،به سفارت مصر رسیدیم، ابراز احساسات بسیار بود، هموطنی گفت که ما می رویم که خون خود را درجنگ ضد اسرائیل فدا می کنیم. سفیرمصر ظاهر شد، به زبان عربی صحبت کرد واز احساسات مردم تشکر نمود سخنان او به فارسی ترجمه می شد،لحظه پسانتر جملاتی هم به زبان فارسی بر زبان آورد؛ ودر آخر افزود که اطلاع گرفتیم، قوت های ما در قلب اسرائیل رسیده اند!! وای که شوری بر پا شد .
هنگامی که به منزل رسیدم، پدرم را مشغول صحبت با چند تن از همسایه ها دیدم. من از رفتن درمظاهره گفتم وچیز هایی که شنیده بودم. پدرم گفت : سفیر مصر دروغ گفته است.
می توانم بگویم که از آن وقت به اینطرف، علاقه به مسأله ی فلسطین از من دور نشده است. وتا آنجا که به عوامل شکل گیری افکار سیاسی بخشی از مردم در سالهای دهه ی چهل و پنجاه خورشیدی تأمل نموده ام، عامل جنگ ویتنام، و مسأله ی فلسطین وبی رحمی هایی را که اسرائیل مرتکب شده، دفاعی که بخشی از" جهان آزاد" از تعرضات وخونریزی های اسرائیل به عمل آورده اند، مؤثردیده ام. حتا اگر آن اندیشه ها وافکار خود حامل بهزیستی برای انسان نبوده اند. سالها پیش بود که کتابکی را پیرامون اوضاع شرق میانه وبه ویژه فلسطین تهیه نمودم. اما، از روی تصادف کتابی به دستم رسید که یک تن از مبارزین وقلم زنان ایرانی با نام تراب حقشناس با اطلاعات گسترده ترنوشته بود. از انتشارآن کتابک منصرف شدم. اما طی چندین سال چند نبشته یی را که انتشار دادم، و اکنون آنها را باز می نگرم، تصور می شود که همین حالا به نگارش رسیده اند. زیرا رنج تاریخی شده ی مردم فلسطین و جفاورزی های مهارنشده ی اسرائیل همچنان پا بر جای اند.                                                                                                              


                                                                           ن.م
                                                                       جولای 2014
نصیرمهرین
جولای 2006

    
     فلسطینی های درد دیده و حق طلب را فراموش نکنیم   
 
شما با من هم عقیده خواهید بود، که کسب اطلاع از رویدادهای مشابه با آنچه در پیشینه ها درمکان واحد اتفاق افتاده است، زمینه مشغولیت ذهن دربُعد تاریخی آن رویداد و جریانات متصل را فراهم می آورد. آنچه هر روز در فلسطین اتفاق می افتد، از چنین مثال هااست. در فلسطین، همه روزه، ماتم می بارد. منازل و پناهگاه های خانواده های داغدار برعلاوه از ستمی که چند دهه است برایشان رفته است، درمعرض بمباردمان و ویرانگری گستاخانه و شرم آمیز قرار دارد. کودکان بی سرپناه و یتیم در جاده ها سرگردان هستند و جان می بخشند. بیمارستان ها، دفاتر و مؤسسات مربوط به دولت خودگردان فلسطین، در پیش چشم کمره های تلویزیونی، و خبرنگاران تخریب می شوند. ساختمان دیواری در داخل مناطق اشغالی ادامه دارد که منظورش تکه تکه کردن فلسطین، اشغال زمین های بیشتر و دشوار ساختن زنده گی بر فلسطینی ها است. نیروهای اشغالگر اسرائیلی با ساز و برگی که از جدیدترین وسایل جنگی خبر می دهد، بدانجا به کشتار مشغول هستند.
آری، نازپرورده و خنجر بدست خونریزی، مظلومترین انسانها را می کشد و خانه ها و پناهگاه های شان را تخریب می کند، سرزمین فقیرترین انسان ها را می گیرد و مدعی است، که علیه تروریسم و برای حفظ امنیت اسرائیل دست به این اعمال می زند!
از واکنش های جهانی کمتر خبری است. دولت های غربی، دلسوزی های شیطنت آمیزی دارند که نمکی بر زخم های فلسطینی ها و سایر آزاردیده گان است. گویا در اتخاد موضع مخالفت آمیز علیه بیدادگری های اسرائیل دست و پای بسته یی دارند، که دلیلش را شما دانید و دیگران نیز دانند.
جهان و نهاد های مسوؤل می دانند که قطعنامه های 29 نوامبر 1947، قطعنامه 247 سال 1967، و معاهده اسلوی سال 1993، چگونه برای اسرائی حیثیت نوشتن بریخ و گذاشتن در آفتاب را داشت و آن ها را به سخریه گرفته است.
با این همه شارون صدراعظمی که دستش از خونریزی های چند دهه پیشتر هنوز خونین است، فاتح است و نباید از تصور به دور داشت که دراین هیاهوی و هنگامه سازی ها و وارونه کردن ارزشها و ناقص شدن ارزش یابی ها، جواز معتبر جهانی را نیز در مبارزه علیه تروریسم کمایی کند. هنگام شنیدن و دیدن خبرهای که از "ابتکارات شارون" ناشی می شود؛ و مشاهده رویدادهای دل ازاری که در حق مظلومان فلسطین اعمال میگردد، دل آدمی می خواهد بپرسد که این رنج تاریخی شده و تراکم کرده و این ظلم و ستم و اشغالگری و بی تفاوتی و ترغیب و تشویق اسرائیل به قتل و ویرانی و اشغال سرزمین فلسطینی ها ره به کجا خواهد برد، ره به سوی پایان تشنجات و برقراری صلح ویا تشدید تشنج و خونریزی؟ برای تشخیص دورنما، ارزیابی سیاست های نهادینه شده و پیشین و سیاست های جاری پاسخ میدهد.

واقعیت این است که حکومت اسرائیل غاصبانه، تشنج آمیز و تشنج انگیز و فاقد طرح صلخ خواهانه است. و اگر چهره یی را در معاهده اسلوی سال 1993 نشان داد، حقایق و موضوعات مهمی را نادیده گرفت ویا حفظ و تداوم سیاست مبتنی بر وادارسازی فلسطینان برای اخراج، ترس و هراس و داشتن آنها به عنوان انسان های مطیع و زیردست اسرائیل و قبول نکردن حق آزادی به جای مانند این سیاست ظالمانه و تبعیضی و اشغال سرزمین فلسطینی ها ادامه یافت. زیرا ایالات متحده امریکا همواره از آن پشتیبانی بی دریغ و بی محابا داشته و دارد. چنین سیاستی را پیران و کودکان فلسطینی و اعراب و جهانیان سخنران و نویسنده با لب بسته همه می دانند.
هنگام شنیدن و افتادن چشم به وقایع و رویداد های جاری در فلسطینی این یادداشت پیشینه نیز به خاطر می آید:
«در 9 آوریل 1948 عیسوی گروه ایرگون  به رهبری مناخیم بیگن که بعدها نخست وزیر اسرائیل شد 250 نفر از مرد و زن و کودک را در دهکده دیر یاسین نزدیک اورشلیم قتل عام میکند، رئیس هیأت نمایندگی صلیب سرخ در آن زمان (ژاک ریته) چنین گزارش داده بود:
تقریبأ 400 نفر درین دهکده به سر می برده اند، که 50نفر شان نتوانستند بودند فرار کنند و بقیه را طبق نقشه ویا خودسری کشتار کرده اند. من این را از این جهت می نویسم که خود آن را به چشم دیده ام. و میدانم که این گروه (ایرگون) به شدت منظیط است و جز براساس دستوری که دریافت کرده عمل نمیکند. اعراب که به شدت ترسیده اند از خانه ها فرار میکنند و نزد خویشاوندان خود مأمنی می جویند. به این ترتیب است که سرانجام 750هزار از اعراب آواره شدند و تنها آرزوی شان این بود که به سرنوشت نهایی دیر یاسین گرفتار نیایند. . .
اسرائیلی ها ازین صحنه های کشتار و عکس های مفصل گرفته و آنها را در همه جای فلسطین پخش کردند. تا هرچه پیشتر اعراب را بترسانند. زیر عکس ها نوشته شده است: «اگر فرار نکنید بر شما نیز همین حالت خواهد آمد.» میناخین بیگن که این حمله را رهبری کرده معتقد است که ... نه فقط کشتار دیریاسین مؤجه بود، بلکه اسرائیل بدون پیروزی دیریاسین نمی توانست برپا بماند. نقل از (presse franciase ef ONU Paris 1988) [در سال 1947 مقاله فلسطین، سرفصل های تاریخی و اسناد زمینه های عینی و ذهنی انتقاضه، تراب حقشناس]
عملکرد کشتار امیز و ویرانگرانهء اسرائیل آشکارا بوی تروریستی و ترور آفرینی دارد. شارون با ماجراجویی های خویش آرزومند آنست تا جناح های ماجراجو، غیرواقع بین را که با چنان احساساتی آماده برای شهادت اند به مصاف بطلبد. با تشدید مخاصب، حضور تشنج و جنگ را در فلسطین به کمک طلبیده، دولت نوپایی را که بدنبال جانبازی های فلسطینی ها زیررهبری یاسرعرفات اندکی مجال تنفس یافت، در مرکز نابودی قرار می دهد. 
تردیدی نیست که هنگام تقبیح کلیت اشکال تروریستی نمی توان ریختن خون اسرائیلی های بیگانه را که قربانی راه و روش خشونت بار و احساساتی برخی از فلسطینی ها و از دست رفتن خود آن جوانان فلسطینی می شود، محکوم نکرد؛ اما جای پرسش خموشی در برابر اشغالگر و زمینه ساز این حرکات باقی می ماند. پرسیدنی است که چرا موسسه ملل متحد در فلسطین نیروهای را برای جلوگیری از خونریزی و ویرانی نمی فرستتد؟
چرا علیه آن نازپرورده ی خونریز که هیچ قطعنامه یی را که در آن اندکی سخن از سرزنش اسرائیل در میان باشد، نمی پذیرد، پیشنهاد تعزیرات اقتصادی به عمل نمی آید؟ در حالی که آشکارا شده است که بخشی از کانون های مهم تشنجات و پرورشگاه خشونت های بسیار درشرق میانه بوده ویا سیاست ظالمانه اسرائیل پیوند دارد، چرا برای تقبیح و جلوگیری آن اقدامی به عمل نمی آید؟
آیا جریانات شرق میانه برای موسسه ملل متحد و ادعا های آن آبرویی مانده است؟ صدام حسین که در ظلم و ستم او تردیدی نباید راه داد، با اشغال عراق  و پیشتر از آن محکوم می شود، مگر شارون در حق مردم رنجدیده فلسطین از به کاربرد کدام وسیله آزار و اذیت و شکنجه خود داری کرده و دست کم از صدام دارد؟
باوجودی که انعکاس اعمال ظالمانه اسرائیل در حق فلسطینی ها به اندازه یی است که حتا اخضر براهیمی مجری سیاست های امریکا در عراق با نگرانی می گوید که پرابلم های عراق با فلسطین پیوند دارد. نگرانی او از این ناحیه است  که تشدید عملیات اسرائیل و افزون خواهی هایش، گره های دیگری را در پیش روی این مجریان می گذارد اما هیچ نوع اقدامی که بتواند حداقل گوشمالی عملی را برای اسرائیل در قبال داشته باشد، مطرح نمی شود.
فلسطین را می توانند به خاک و خون بکشند فلسطین را می توانند قطعه قطعه کنند. فلسطینی های مسکین و نادار وبی سرپناه را می توانند بکشند، رسانه های گروهی و دولت های وابسته و خاطر خواهء اسرائیل را می توانند به همکاری خاموشی نگهدارند، اما دشوار است وجدان هایی را که خفته نیستند به سکوت وادار سازند.
این وجدان ها چه در گذشته وچه در شرایط کنونی که اسرائیل با استفاده از فضای موجود و میسر به افزون خواهی دیرینه تحقق می بخشد و آزادیخواهان را به نام تروریست ویا اعمال تروریستی به قتل میرساند، نقش موثر در ایجاد تحرک برای همسویی با خواسته های برحق فلسطینی دارد. از جانب دیگر آنانی که مدعی مبارزه با تروریسم اند اما در عمل با اتخاذ موقف دفاع از اسرائیل ویا موقف خاموشانه به مسائل فلسطین و جنایات روزه مره می بینند، باید بدانند که تروریسم را همه مانند آنها در گونه ناقص نمی شناسند. لازمه مبارزه علیه تروریسم، دیدن همه اشکال آنست. آنانی که از حقوق بشر صحبت می کنند باید بدانند که وجدان های بیدار و نخفته درک شان از رعایت حقوق بشر همراه با محکومیت آن اعمالی همراه است که اسرائیل علیه مردم دردمند فلسطین انجام میدهد. آنانی که از مبارزه با تروریسم سخن می گویند این را بدانند که لجبازی در دفاع از اعمال تروریستی دولتی و ظلم و ستم نیز زمینه ساز پیدایش و رشد تروریسم است. جریانات دل آزار چنین دهه نشان داده است که تشدید فعالیت های خشونت بار در شرق میانه، با تداوم سیاست های حاکم پیوند دارد. سیاست های ظالمانه در پیدایش و رشد انواع اعمال خشونت بار نقش مهم داشته است. اگر اعمال نا معقول و فاقد طرح سازنده، سیاسی از جانب برخی از گروه های فلسطینی نمی تواند مورد پذیرش باشد و دست بردن آنها به ریختن خون بیگناهان اسرائیلی ویا حمل انگیزد و تعصب یهود ستیزی محکوم است. حل ریشه ای مسأله فلسطین بیرون شدن اسرائیل از سرزمین های فلسطینی ها محکومیت سیاست متجاوزانه و محکومیت کشتار را مطالبه می کند. 
اما اگر قرار باشد، خنجر دستی تا دندان مسلح برسینهء مردم شرق میانه بنشیند تا به تحقق اهداف اقتصادی کمک برساند و به ویژه ذخایر نفتی آنجا را محافظت کند، معلوم است که در مبارزه مدعیان علیه تروریسم، عنصر خشونت پروری و تشنج زایی برهنه تر خود را نشان می دهد.
جای سوال است که آیا مدعیان مبارزه با تروریسم در افغانستان، به این مهم اندیشده اند؟ مگر تا حال دریافت شان نشده است که فعالیت های خشونت بار در طی عملیه پیدایش و رشد، در میان مردم جوامعی که با شرق میانه و فلسطینی ها پیوند های دارند، از جریانات آنجا نیز تآثیر پذیرفته، و حتا گروه های که خود به انسان کشی و ویرانی مشغول بوده اند، از آن جریانات حاکم در شرق میانه برای خود غذای تبلیغاتی فراهم کرده اند.

آیا جناحی که با حاکمیت آقای کرزی معرفی می شود، در برابر اعمال و سیاست های خشونتبار و خشونت آور اسرائیل جسارت حداقل ابراز مخالفت را خواهند داشت؟
نبود موضعگیری مخالفت آمیز، و در عوض داشتن موقف دست و دهان فروبسته به جریاناتی کمک می رساند که خود با اعمال ظالمانه اخته شده اند.    
با آرزوی اینکه فلسطین و فلسطینی ها را فراموش نکنیم.
نصیرمهرین
اگست 2006
           
    حمله اسراییل به لبنان و
فلسطین،  تشدید بحران را
     برای حامد کرزی درقبال دارد


از چند هفته بدینسو، تیغ خشم آلود و جنگجویانه اسراییل در دروگاه سوخته وخونین انسانهای بیگناه، کاشته های فصل خونین دیگری را خرمن میکند.
آری، نازپرورده یی که طلوع خونین اش با هزار ویک مصیبت  وبیرحمی همراه بوده است، گذشته از تداوم بی وقفه سیاست نا آشنا با صلح وتفاهم، هرچند باری، جهانیان  را با ایجاد غم انگیز ترین حوادث در شرقمیانه به ابراز واکنش بر می انگیزاند. اما این واکنش ها الزاما، تبارز یگانه ازاحساس انسانها و دولت ها ونهاد های جهانی نبوده و نیستند. 
از واکنش های رفع عطش تشنگی جنگ طلبانه گروه های پرورش یافته با فرهنگ تجاوز وبیرحمی که آرزوهای خویش را با حادثه آفرینی های خونین متحقق می یبابند، تا محکومیت این سیاست جنگ جویی در داخل اسراییل؛ از توسل به سلاح نکوهیده و نامعقول اختطاف وقتل یهودیان تا در خواست های بیرنگ و اخلاقی سرمنشی ملل متحد، از گونه های مختلف کجدارومریز دپلوماتیک را در آن نشانی میتوان کرد.

بدون تردید، از میان واکنشهای که جهانیان متعاقب حادثه آفرینی های خونین اسراییل بدانها می نگرند، اتخاذ موضع ایالات متحده امریکا وهمیارانش، علی رغم هرگونه کاربرد ظرافت های سیاسی، به عنوان سیاست تشویقی ودفاعی مواضع اسراییل بیش از هر سیاست دیگری جای سرزنش می یابد.

دفاع وپشتیبانی از سیاست های غلط اسراییل از جانب امریکا آنقدر وضاحت دارد ودر حدودی مدارک واسناد و پذیرش آن در جهان جا افتاده است که از فرط وفور خویش را درینجا به اثبات آن بی نیاز می یابیم. آنچه بیشتر توجه را به پیامد های این سیاست غلط وجاری معطوف میکند این نیز است که ادعای مبارزه با تروریسم از طرف امریکا ادعای است بی اساس وپوچ. زیرا واقعیت های متعدد ومنجمله واقعیت های سیاسی وتاریخی و جاری شرقی میانه نشان میدهد که امریکا در مساعد گردانیدن زمینه های رویش تروریسم نقش مهمی داشته است گذشته ازینکه محکومیت تروردولتی ویا تروریسم دولتی در سیاست های ایالات متحده امریکا در برابر دولت های دوست آن کشور محلی از اعراب نداشته وندارد،  دفاع نامعقول وغلط واشتباه آمیز از سیاست های تهاجمی وبیرحمانه اسراییل، در سینه چند نسل از انسانهای فلسطینی وعربی وبقیه مردمان جهان، بذر نفرت وکینه توزی ومخالفت ها را در سطوح گوناگون کاشته است. 
امریکا با آن میزان از قدرت وتوانمندیی که بالای موسسه ملل متحد دارد، هر باری که خواسته است و منافع آن کشور متقاضی بوده است، تلاشهای عاجلی را سمت وسو داده، اما
 در برابر بیرحمی های آشکارای اسراییل سپر دفاعی را اتخاذ کرده است.
در هفته های پیش خبرهای اختطاف چند تن ازاتباع ونظامیان اسراییل در نوار غزه و ودر جنوب لبنان از طرف مخالفین اسراییل منتشر گردید. راه درست وتفاهم آمیز این بوده واست که در زمینه تحقیقات صورت میگرفت. ملل متحد وسازمان کشورهای عربی ویا نهاد دیگری تشبثاتی را در زمینه روی دست میگرفتند تا هم سرنوشت گروگان ها و هم شرط  و شروط گرونگانگیر ها  روشن شده  واوضاع در مسیر خونین وحتا میشود گفت وحشت آمیز سمت نمی یافت. اما برخلاف، آنچه اسراییل بدان توسل جست، سیاستی است نا آشنا بافرهنگ تفاهم وصلح جویی. فرهنگی اخته شده با خونریزی، بیرحمی وزیر پای نهادن همه ارزشهای که ملل متحد مثلا در زمینه حق حاکمیت وملی وتمامیت ارضی  بدان مدعی است. 
آیاحضور چنین سیاستی، تناقض اشکار با اد عای مبارزه علیه تروریسم  وریشه کردن آن از افغانستان ندارد؟ 
آیا این سیاست غلط و در واقع سنتی ایالات متحده امریکا واسراییل،   تا حال در گسترش واکنشهای خونین شرق میانه و همبستگی برخی از نهادهای کشورهای آسیایی منتج نشده است؟     
آیا همین سیاست غلط، عملا غذای تقویه وتحرک را گذشته از غذای تبلیغاتی در اختیار بن لادن های مختلف نمی گذارد؟ 
عاقلانه آن است که مقامات افغانستان هنگام بررسی رشد فعالیت های القاعده وتحریک اسلامی طالبان، به  ریشه های اشتباه آمیز این سیاست نیزبنگرند تا دریابند که در بالای چسان خرمن آتش گرفته تقلای نجات وبهبود از وضع بحرانی را دارند.

نصیرمهرین
جنوری 2009

به یاد دردها و رنجهای مردم فلسطین
   پس ازچاشت روزپنجشنه،رسانه های سرتاسری امریکا خبری را پخش کردند که؛ ساعت 31/ 15به وقت نیویارک ، یک طیارۀ مسافر بری، ناگزیربه فرودآمدن به روی آب شده است. تصویرهاوخبرهای که ازصحنه های هیجان آورنجات 155تن سرنشینان وکارکنان طیاره منتشر شد ،برای بیننده گان احساس خوشی  میافرید.
شهردارنیویارک، پیلوت طیاره راقهرمان خواند ویکی ازمسافران،نجات خویش را ازمرگ، لزوم دید خدا وهوشیاری پیلوت طیاره خواند.
اینک دو روزاست که در بارۀ پیشامد برخورد پرنده گان با ماشین آن طیاره، موفقیت عملیۀ نجات وسرگذشت سرنشینان سخن می گویند. اما احساس خوشی وآرامشی که ازعدم وقوع حادثۀ غم انگیزدست میداد،لحظات بعدتربا دیدارهای غم انگیزمردم فلسطین به پایان میرسید. 
در آنسوی قارۀ امریکا واوروپا، طیاره های اسراییلی ،برسرمنازل مسکونی فلسطینیان همچنان مانند هفته های پیشین ،بمب وآتش فرومیریختند . چشمان بیننده گان برآن اندکی از تصویرهای که انتشار یافته، خیره میشدند که چگونه پیلوت های طیاره های اسراییلی ،با استفاده ازتمام امکانات پیشرفتۀ تخنیکی وبی بهره گی ازاحساس انسان، فرمان سوختن و ویران کردن وکشتن راانجام میدادند. 
در نیویارک همه چیزبرای آن قناعت بخش بود که جان انسانها رانجات داده بودند، اما برای خونریزیها درفلسطین، رضایت اسراییل وهمنواییان قدرتمند امریکایی واروپایی و . . . آن به قناعت گاهی نمیرسد. مردمان آنجا را به خاک وخون میکشند، منازل راویران میکنند تا "حماس" راسرجایش بنشانند.! مگرآیا در روزگارانی که از "حماس" وراکت افگنی ها به سوی اسراییل خبری نبود، نظامیان اشغالگراسراییلی، آن سرزمین رابا رنگ سرخ وخونین مردم آنجا نیالودند؟ 
در زمانی که کودکان سنگ وکلوخ بدست فلسطینی، در سرزمین خویش بنای مقاومت وخروش وفریاد انتفاضیه رانهاده بودند،سینه های شان راگلوله های داغ اسراییلی مشبک نمی کرد.؟ 
در آنجااز سوی اسراییلی ها،هدفی دنبال شده ومیشود که مبتنی است بر تداوم غصب سرزمین های فلسطینیان وکشتار بیدریع رنجدیده گانی که چند دهه میشود با رنج زیسته اند. جنایات جاری، در ادامۀ تحقق همان اهداف رهبردی ، برگی از دفترچۀ حق تلفی وغم آفرینی هاست . 
اما در باختر زمین ،انسانها رااز تقبیح آن جنایت ،دور نگهداشته اند. این سیاست غیر انسانی که ازخواستگاه بی توجهی به حقوق حقۀ مردم فلسطین وهمنوایی با سیاست تجاوزگری وانسان کشُی اسراییل برخاسته است، کتله های وسیعی از انسانهای این جوامع رادر آغوش پرورش گرفته است . ازینجاست که انسانها را با توجه به حق ایشان وکرامت انسانی آنها نمی بینند. بلکه با توجه به مصالح ومنافع خویش بدانها می نگرند. درنتیجه چند هزارفلسطینی محروم ومظلوم که در اثربمباردمانها و بدلیل بیدوایی وبی سرپناهی شباروزی جان داده ویا هزارانی که درمعرض مرگ قراردارند،مورد توجه قرار نمی گیرند. 
نیروهای اسراییلی برای آنکه تلفات جانی نبینند ،ازبمباردمان کورویا با هدف مشخص نظامی استفاده کرده ؛ایجاد رعب وترس را نیزدر میان فلسطینیان گسترش میدهند. در حالیکه نتایج چنان بمباردمانها همیشه معلوم وجگرخراش است؛و در حالیکه هرروز صدها تن دیگربه زخمی های تجاوز افزوده میشود ،انسان جوامع باختر زمین در پرتو موفقیت آموزش های دوگانه نگری ، برای آنان دل نمی سوزانند. زیرا این دل سوزی بیان حال واحساسی باید باشد که غم واندوه را دریابد ، مصایب وپیامد های جنایات را بشناسد وانسان را درمرکزتوجه خود قرار بدهد. اما درین جوامع نزد اکثریت سیاستمداران ومردم متأثراز تلقیات آنها، انسانهای جوامع زیرفشاروستم برای رنج بردن وگردن ماندن به خواسته های نامعقول وداشتن موقف خاموشانه درنظرهستند. 
مردمان بسیاری از کشورما ،که چند دهه است با بمباردمانها، راکت اندازی ها وبیرحمی ها وابعاد شرارت آمیز جنگ های مختلف آشنایی دارند،رنجهای مردم فلسطین رادرمیابند. هیچ دلیل موجهی نمیتواند پذیرفته شود که وظیفۀ تقبیح جنایات درفلسطین را توجیه نماید. نه سیاست های نامعقول ونامطلوب "حماس" ،نه سیاست های سؤاستفاده جویانۀ جمهوری اسلامی ایران،ونه دفاع تروریست گرایان ویاگروه های نامطلوب کشورما، ازفلسطین میتوانند،توجیهی برای نیندیشیدن مسألۀ فلسطین باشد.تجاوزنیروهای اسراییل درسرزمین فلسطینو بمباردمانهای غیرانسانی ،سیاست های مزورانه وتشویق آمیز متحدین امریکایی ، اروپایی وعربی آن همه وهمه مستلزم ابراز مخالفت میباشد. . 
در آنجا، اسراییلی ها تصمیم گرفته اند تا حق مشروع فلسطینیان رازیرپای بگذارند. وهر نیرویی را که با هرسیاست وعقیده یی به مقابله برخیزد وازبدست آوردن آن حق مشروع سخن بگوید،به سلاخ خانۀ کشتارهای میفرستند که تابلوهایش ،با شعار های کاذب"دفاع از حقوق بشر" و " مبارزه علیه تروریسم " مزین شده است . 
انسان جوامع دردیده ورنج آشنا،در دلش احساس خوشی موج میزند که 155 نفر مسافر طیاره یی زنده ماندند. و در پیوند آن ،اندوه ورنجی همراه با احساس همنوایی با کودکان ومادران فلسطینی وبیگناهانی که قربانی بی اعتنایی های پیلوتان ناتو درافغانستان می شوند نیزاو را همراهی میکند ؛اما آنانی که احساسی جزاندیشیدن به خونریزی ندارند ویکی ازعوامل تروریست زایی نیز هستند،این احساس را در نمیابند.

نصیرمهرین
سپتمبر 2011
                      رهبران اسرائیل چه خواهند کرد؟


 موج های اعتراضی ومطالباتی درشرق میانه وشمال افریقا قد برافراشته  وکاخ هاوکانون های فساد وصدها ناهنجاری مردم آزار را آماج حملات قرارداده اند. این موج ها اسرائیل را هم تکانی داده است. زیرا سیاست غلط وغاصبانه یی که از چند دهه به اینسو دراسرائیل حاکم است؛ فشارهای اقتصادی وناگواری های اجتماعی را برمردم اسراییل تحمیل می نماید. سیاست غلط که ازپشیبانی بیدریغ هرگونه سلاح وامکانات کشورهای غربی ومتحدین آنها نیر بهره مند است؛ یکی از پیامدهای آن رویش وپرورش تروریسم است. فشارهای که سیاست ظالمانه وغاصبانه برجای نهاده، ازنقش آن درشکل گیری گرایشات تروریستی نمی توان انکار نمود. این ها همه در مجموع برای مردم اسرائیل نارضایتی به بار آورده اند.
مظاهرات گسترده یی که درین اواخربا طرح مطالبات مبنی بر بهبودی وضع معیشتی مردم، جاده های تل اویو وچند شهردیگر را لگد کوب کرد، دارای پیام ونشانۀ تحولاتی است که آنها را با کلیت جنبش های اخیر منطقه پیوند میدهد. این مظاهرات ابراز داشته اند ،که دیگر تکیۀ رهبران اسرائیل به سیاست نظامی گرانه ،که بی توجهی به بهبود اوضاع ورفع نیازمندی های مردم را همرا دارد،تحمل پذیر نیست.این مظاهرات نشان میدهند که تنها آن پارلمان ودموکراسی برای چند حزب دراسرائیل،به معنی نبود دشواری های طاقت سوز مردم اسرائیل نیست.
این مطالبات بهبود اوضاع زنده گی مردم،مبیین آن اند که اگردموکراسی به تعدادی مجال عملکرد دلخواه به ویژه غصب سرزمین های دیگران واعمال بیرحمانه ترین شیوه نقض حقوق بشر،زورگویی وتشدید فشارتروریست زایی را درپیش گیرد، وزندگی مردم را  روز تا روز با دشواری ها نگهدارد، تحمل پذیر نیست.

برای همه روشن است که اِعمال ناهنجاری ها وفشارهای اقتصادی ومعیشتی بالای مردم اسرائیل ،با سیاست های غلط ماجراجویانه و به دورازاحترام به تمامیت ارضی دیگران پیوند دارد. تکیه بر سیاست نظامیگرانه، تحکیم مواضع درسرزمین های اشغالی،بی احترامی به فیصله های جهانی،حمله ور شدن به قلمرو بقیه کشورهای منطقه که از طرف اسراییل عملی شده است، اعتراض ومخالفت دیگری را ایجاد نمود، که نمی تواند در تغییر چنان سیاست غلط بی تأثیر باشد.
این موج مخالفت ازجانب دولت ترکیه برخاسته است. پس ازحمله یی که نظامیان اسراییل بر کشتی امدادرسانی انجام دادند،و دراثرآن تعدادی ازترکها کشته وتعدادی زخمی شدند،اتخاذ موضع مخالفت آمیزازجانب حکومت ترکیه، دوراز تصور نبود. زیراپیشتر از آن هم حکومت جلوهای اعتراض ترکیه بر سیاست اسراییل آشکار شده بود.اما واکنش بعد از حمله برکشتی نشان داده که تعدیلی جدی تردرسیاست حکومت ترکیه  درقبال اسرائیل جای یافته است. حمله برکشتی امداد رسانی،زمینه های بروز تمنیات سیاسی ترکیه در برابر اسرائیل را مساعد تر نمود.

شایان تأمل است که انگیزه های حکومت ترکیه هر چه باشد، هرمنظور اقتصادی وسیاسی که آن را در کشورهای عربی همراهی نمایند،حتا اگرانگیزه های دریافت مقام رهبری در آن دخیل باشند، یکی از پیامد های زیانمند آن برای اسراییل تردید ناپذیر تواند بود.زیرا ترکیه ازچندین دهه به این طرف یکی ازمتحدین اسرائیل بود. ترکیه واسرائیل معاهدات مختلفی در بسیاری از زمینه ها میان هم بسته اند. حکومت های نظامی ویاتحت تأثیر نظامیان؛همواره از اتخاذ موضع در راستای سیاست دفاع از اسرائیل عدول نمی کردند. وقتی حاکمیت شاه ایران که با اسرائیل روابط متعدد اقتصادی ودپلوماتیک داشت، ازمیان رفت، پیامد آن برای اسرائیل بسیار هم زیانمند نبود. برخلاف، جمهوری اسلامی ایران بااتخاذ سیاست های که همزمان با آن دشمنی با کشورهای عربی،اجرا می شد،اسرائیل را در موضع مستحکم تری قرار داد.

اما اینک ترکیه هنگامی براسرائیل فریاد میکشد که ازحملۀ خویش بر امداد گران معذرت خواهی نماید که فرهنگ معذرت خواهی میان رهبران اسرائیل محلی ازاعراب ندارد. نتیجۀ چنان موقف و تداوم سیاست اعتراضی ترکیه بر اسرائیل، به سوی همیاری های بیشتر ترکیه با کشورهای عربی جای تازه تری یافته است. تصورمی شود که این نتیجه یابی دقیقا ً همان منظوری هم باشد که رهبران موجودۀ ترکیه خواهان آن هستند. استقبال گرم اتحادیۀ عرب از صدراعظم ترکیه،تهدید ترکیه به واکنش نظامی در صورت ادامۀ عملیاتی مانند حمله برکشتی امداد رسانی، افزایش حامیان وطرفداران صدراعظم ترکیه در بین مردم کشورهای عربی،فریادمرگ براسرائیل که ده ها هزار نفر در استیدیوم ورزشی استانبول هنگام مسابقۀ فوتبال ترکیه با اسرائیل سردادند؛ اگر می تواند به رشد وگسترش دامنۀ مراودات تجاری و اقتصادی ترکیه با کشورهای عربی کمک نماید  وبه رونق یابی نسبی اقتصاد ترکیه مدد برساند، اسرائیل را با مخاطرات وعوامل مهمی روبرو خواهد نمود که ناگزیر به تعدیل سیاست غلط شود. این تغییرموقف ترکیه با توجه به تغییراتی که درمصر به زیان اسرائیل ایجاد شده است،وبا توجه به میزان شعوراجتماعی وسیاسی مردم اسرائیل که همه خواهان سیاست غاصبانۀ رهبران خویش نیستند،می تواند، بستر مساعدی برای تغییرات در رهبران وسیاست اسرائیل باشد.
اگررهبران منحرف اسرائیل دراین اندیشه به سرببرندکه اوضاع بحران آلود زود گذر است، و درپی آن باشند که ناتوودرکل کشورهای مدافع اسرائیل درغرب،شورشهای ضد حکام خود کامه وفاسد را مهار کرده و به سوی تحمیل دوستی با سیاست سنتی اسرائیل سمت دهند،برداشتی است غلط. زیرا سیاست غلط اسراییل اکثریت عظیم مردم منطقه را نسل اندر نسل به مخالفت پرورش داده است. ازینروسرنگونی دیکتاتور ها ودزد سالارانی که برخی از آنها با اسرائیل سر سازش نداشتند، حضورآن همه مخالفت با سیاست غاصبانۀ اسرائیل را کاهش  نمی دهد.
اینکه در برابر این سیاست سنتی  وغلط اسرائیل ، واکنش های دوراز واقع بینی ، سیاست یهود ستیزی، بهره گیری های سؤ که همراه است ازاستفادۀ حق مردم فلسطین وبرخی نهاد های نظامی وسیاسی  درشرق میانه ،به عنوان ابزار فشارعلیه اسرائیل،این که حماس همچنان با اتخاذسیاست ماجراجویی، دردست مدعیان غصب همیشگی سرزمین های فلسطینیان،تبرمیدهد، این که حملات ویرانگرانۀ اسرائیل با نشان دادن فعالیت های تروریستی توجیه! میشود،هیچکدام محوراصلی مسأله را پنهان نمی تواند. مسأله اصلی این است که اسرائیل سرزمین های اشغالی راترک بکوید وحق مردم فلسطنی ، تمامیت ارضی و حق آنها رابرای اعلان دولت بپذیرد.
اگر رهبران اسرائیل تن به پذیرش چنین واقعیت ندهند، صف بندی های جدیدی بحران شرق میانه را مدت های دیگری همراهی خواهد کرد.



کرکوک، بیت المقدس کرد ها لوموند دیپلوماتیک . فارسی



 مقاله یی از لوموند پیرامون کردها وعراق 

Le Monde diplomatique
          
  کرکوک، بیت المقدس کردها
Allan Kaval    
http://ir.mondediplo.com/images_diplo/puces_vertes.gif برگردان: 
Shahbaz NAKHAEI شهباز نخعي
ژوئیه 2014

کردها می توانند نخستین کسانی باشند که از هرج و مرج عراق سود می برند.  آنها از درگیری ها برای تصرف کرکوک، که آن را پایتخت تاریخی خود می دانند، بهره بردند.  ولی رویای حکومت یک پارچه [کرد] هنوز در دوردست است زیرا آنها نمی توانند خود را از تلاطم های شدیدی که منطقه دستخوش آن است برکنار نگهدارند و درعراق مانند کشورهای همسایه آن، به شدت دچار تفرقه و نفاق هستند.
درجاده ای که به کرکوک، شهری که به تازگی زیرکنترل نیروهای دولت منطقه ای کردستان [عراق] در آمده، منتهی می شود، ناحیه ای سنی نشین به نام هایدجه وجود دارد که از چند روزپیش پرچم دولت اسلامی عراق و شام (داعش) درآن برافراشته است.  جیپ های گروه نظامی کرد به تندی دور می زنند.  راننده خودرویی که در جلو بوده بدون توجه از آخرین ایست بازرسی کرد عبور کرده و پیش از آن که متوجه اشتباه خود شود به سوی مواضع حریف درفاصله کمتر از یک کیلومتر رفته است.
  [دلیل اشتباه] این است که مرز کاملا جدید است: ساکنان ساختمان های بتونی پایگاه های نیروهای امنیتی عراق به تازگی تغییر یافته اند، رنگ های عراق فدرال با آن که درخشش و جلای خود را براثر آفتاب و غبار ازدست داده، ولی هنوز روی یکی از دیوارها خوانا است و پیشمرگه های جوان (۱) در آنجا پرچم خود یعنی کردستان را برافراشته اند.  درچند صد متری، جاده از زیر پلی می گذرد که حدی که نباید از آن گذرکرد را نشان می دهد.  مردان داعش درسوی دیگر در انتظارند.  آنان درحال راحت باش هستند، امروز جنگی درنخواهد گرفت.
  ژنرال شیرکوه فاتح، که نیروهای کرد مستقر درمنطقه را اداره می کند، می گوید: «ما در اینجا هستیم تا امنیت مناطق کرد که نیروهای عراقی آنها را خالی کرده و رفته اند را تامین کنیم، نه برای درگیرشدن در یک جنگ داخلی».  کردستان عراق که پس از جنگ خلیج [فارس] درعمل از حیطه اقتدار بغداد خارج شد و پس از سقوط صدام حسین در قانون اساسی حق خودگردانی به دست آورد، اکنون با فروپاشی دولت مرکزی تحت سلطه ی حزب های عرب شیعه، درشمال عراق ناظر به واقعیت پیوستن آرزوهای سرزمینی تاریخی خود است.
  درپی حمله به موصل و مناطق سنی نشین توسط اتحادی از اسلام گراها، ملی گراها و بعثی هایی هایی که زیر لوای داعش پیشروی می کردند، نیروهای ارتش عراق پراکنده شدند.  آنها درپس خود پادگان ها، سلاح ها و خلایی امنیتی به جا گذاشتند که پیشمرگه ها با شتاب کوشیدند آن را در «مناطق مورد نزاع» پرکنند.  ازسال ۲۰۰۳، دو تشکیلات سیاسی اصلی کرد، حزب دموکراتیک کردستان (PDK) و اتحادیه میهنی کردستان (UPK) با دولت مرکزی درمورد این باریکه واسطه ای رقابت داشتند.
  جبهه واقعی جنگ جدید عراق درجایی دیگراست: درشهرهایی که به تصرف سنی ها ی داعش درآمده است.  پیکارجویان اینها با شبه نظامیان و داوطلبانی که به طور وسیع به فراخوان جهاد بالاترین مرجع شیعه عراق، آیت الله علی سیستانی پاسخ مثبت داده اند درگیر می شوند.  در حواشی این جنگ مذهبی، کردها به استحکام دستاوردهای خود می پردازند.  مرز جدیدی به طول هزار و پنجاه کیلومتر ازشهر خانقین، نزدیک به مرزهای ایران، تا مناطق کردنشین سوریه که توسط داعش تهدید می شود و از ماه ژوییه ۲۰۱۲ زیر کنترل شاخه سوریه ای حزب کارگران کرد ترکیه (PKK) و حزب اتحاد دموکراتیک (PYD) قراردارد [به وجود آمده است].
  برروی خط اریبی که اکنون عراق را ازشمال غرب تا جنوب شرق به دو قسمت تقسیم می کند، زنجیره ای از ایستگاه های بازرسی پراکنده وجود دارد که حدود جدید بین کردستان و مناطق شورشی را مشخص می کند.  با آن که گاه به گاه درگیری های مبارزه جویانه کوتاه مدتی رخ می دهد، اما با جنگ کامل فاصله بسیار دارد. به نظر یکی از افراد برجسته پیشین که اکنون گوش به نیروهای مسلح سپرده: «حریف مشترک آنها، حکومت مرکزی شیعه، درحال حاضر درشمال عراق وجود ندارد.  منافع کردها و عرب های سنی حکم می کند که روابط حسن همجواری را حفظ کنند».
صدور نفت از راه ترکیه
  بالاگرفتن بیش از حد جنگ مذهبی در صحنه عراق به اوج خود رسیده است.  منافع ملی گرایان سنی عرب، که بخش مهمی از گروه های پیوسته به داعش را تشکیل می دهند ، برضرورت انجام یک توافق با کرد ها حکم می کند.  یکی از هواداران شورشیان توضیح می دهد که: «درگیری هایی می تواند رخ دهد و کشته هایی داشته باشد، اما به خاطر این که جنبش سنی نه متحد است و نه توسط روسای سطح بالایش به قدر کافی کنترل می شود، از بروز خسارت پرهیز می گردد».  این وضعیت متناقض موجب برآورده شدن خواسته های اساسی کردها در عراق شده است: کنترل شهر و استان کرکوک، که در گفتمان ملی گرا از آن به عنوان «بیت المقدس کردها» یاد می  شود.  دراین ناحیه اقلیت های مهمی از ترکمن ها و عرب ها زندگی می کنند.  ازسال ۲۰۰۵، سرنوشت آنان به ماده ۱۴۰ قانون اساسی – که هرگز به آن عمل نشده – گره خورده که برگزاری یک سرشماری و همه پرسی برای پیوستن به کردستان مستقل را پیش بینی می کند.
  درکرکوک، عقب نشینی نیروهای عراقی موجب تقویت برتری کردها شده است.  آنها پس از اشغال نظامی عراق درسال ۲۰۰۳ توسط امریکایی ها، با تسلط بر شورای استانی به تجهیزات نظامی موجود دست یافته اند و اکنون که انحصار قدرت را دردست دارند، حاضرنیستند با تلاش حکومت مرکزی برای بازگشت به قدرت، آن را ازدست بدهند.
  به این صورت، ترتیبات قضایی و نهادی مقرر برای سازماندهی تقسیم قدرت بین بغداد و اربیل – پایتخت دولت منطقه ای کردستان – در عراق پس از صدام حسین (۲) وضعیت مغشوش و غبارآلود خود را ازدست می دهد.  کردها که درسال ۲۰۰۸ با کاربرد زور بخش وسیعی از یک حوزه نفتی کرکوک را تصرف کردند، اکنون می توانند از کل آن برخوردار شوند.  آقای آشتی هاورامی، وزیر منابع طبیعی ایشان، در روزهای پس از عقب نشینی عراقی ها ایجاد زیرساخت هایی برای استخراج نفتی را اعلام کرد که به طور رسمی هنوز زیر کنترل فدرال است و آن را با نفتی مخلوط می کنند که در قلمرو دولت منطقه ای تولید می شود.  پس از این کار، صادرات این نفت به صورت مستقل ازراه ترکیه انجام می شود.  تحویل نخستین محموله نفت تولید کردستان عراق در ۲۱ ژوئن ۲۰۱۴ انجام شد.  این محموله ازراه بندر جیهان ترکیه به بندر اشکلون در اسرائیل فرستاده شد.  کردها با بودن در موضع قدرت می توانند به توافقی مطلوب با بغداد، که ازنظر بین المللی حاکمیتش برقلمرو عراق همچنان شناخته شده است، دست یابند.
  دولت منطقه ای کردستان عراق، اززبان نخست وزیر خود نچیروان بارزانی موافقت خود را با تشکیل یک منطقه عرب سنی مستقل درحول موصل اعلام کرده ولی خطاست تصور شود که تقویت آن به عنوان واحد مستقل، مشارکت کردها در امور عراق را منتفی می سازد.  این بخشی از یک مجموعه تحرکات سیاسی است که بغداد همانند آنکارا و تهران ( به دلیل نفوذ ایرانیان درطبقه سیاسی شیعه در عراق) یکی از قطب های آن باقی می ماند.  منافع نخبگان کرد هنوز ایجاب می کند که از نفوذ خود در حکومت عراق استفاده کنند.  حتی در شرائطی که مرزها محو می شود و بازیگران – حکومتی و غیرحکومتی – در معادله ازدیاد می یابند.
بند بازی بین آنکارا و تهران
  فزون بر اینها، کردهای عراق متشکل از یک واحد منسجم نیستند که عملش مبتنی بر یک برنامه مشترک مورد تفاهم باشد.  حزب دموکراتیک کردستان (PDK) و اتحادیه میهنی کردستان (UPK) تاحدودی حزب های حکومتی هستند و قلمروها و نیروهای مسلح خود را دارند.  آنها منافع خود را پیگیری می کنند و به اتحادهایی گاه متفاوت می پیوندند.  دراین روال، حزب دموکراتیک کردستان به بخش سوخت فسیلی سلطه دارد که این امر بیانگر بودنش در صف مواضع دیپلوماتیک آنکارا، به خاطر بلندپروازی های ترکیه درزمینه انرژی، است.  اتحادیه میهنی کردستان، که دستخوش نفاق و تفرقه های شدید داخلی است، دارای روابط بهتری با ایران و به واسطه آن با حزب کارگران کرد ترکیه (PKK) است.  اتحادیه میهنی کردستان مخالف نفوذ حزب دموکراتیک در کردستان ترکیه و به ویژه کردستان سوریه است که می خواهد زیرسلطه متحدان محلی خود باشد.
  باآن که مسئولان دوطرف درپی کاهش اختلافات هستند، هرج و مرجی که عراق در آن دست و پا می زند موجب افزایش آنها می شود.  بنابرنظر ژنرال جبار یاور، دبیرکل وزارت پیشمرگه دولت منطقه ای در جنوب شرقی کردستان عراق، حزب اتحادیه میهنی کردستان خیلی هوشمندانه با ارتش فدرال عراق، که درچند ده کیلومتری پیش از مرز ایران مستقر است، همکاری و برآن احاطه دارد.  حزب دموکراتیک کردستان که بر شمال غرب چیره است، بیشتر تمایل به این دارد که زبانی مشترک با برخی از عناصر انعطاف پذیر سنی بیابد.  به علاوه، با این که کرکوک، با پایگاه های نظامی و منابعش درمرز عراق عرب و کردستان است، این شهر همچنین روی خط تماس بین مناطق نفوذ حزب های اتحادیه میهنی کردستان و حزب دموکراتیک کردستان واقع شده است.  پس از سقوط رژیم گذشته و عزیمت نیروهای عراقی، این شهر به صورت موضوع رقابت بین دو تشکیلات اصلی کرد درآمده است.
مرز جدید خط روشنی نیست
  این گرایش به تکه پاره شدن درمناطقی از بغداد نیز تقویت شده است که دارای گوناگونی جمعیتی و نزاع های ناشی ازآن است .  به چند دستگی موجود بین کردها، ترکمن ها و عرب ها، تفاوت های مذهبی نیز افزوده می شود زیرا این سه جامعه قومی در درون خود نیز به جوامع شیعه و سنی تقسیم شده اند.  درفضای خالی بین کنترل های امنیتی اعمال شده – به صورت مشترک یا جداگانه – توسط اتحادیه میهنی کردستان و حزب دموکراتیک کردستان، جوانه هایی ازپیدایش میلیشیاهائی دیده می شود که خود را جریان «دیگری» نسبت به انبوهه گرایش های متفاوت مذهبی و قومی موجود معرفی می‌کنند .  آنها بنابر وابستگی هایشان، اعضای نیروهای امنیتی پیشین فدرال را می پذیرند.  هریک ازاین گروه های مسلح متحدانی دور علیه دشمنان نزدیک خود می یابد.
  بنابراین، مرز جدید کردستان نه یک خط روشن، بلکه منطقه ای مرکب از عوامل نامتنجانس و ویران متشکل از نقاط کنترل و نواحی محصور است که مقاماتی در درجه اول برپایه زور، با یکدیگر همکاری می کنند، یکدیگر را نادیده می گیرند، باهم رقابت می کنند ویا می جنگند.  درحدود ده کیلومتری مرکز کرکوک که زندگی معمولی درمجاورت جنگ درآن جریان دارد، ناحیه تزه که ساکنان آن ترکمن های شیعه هستند، نمایی ازاین واقعیت به دست می دهد.  بشیر، دهکده مجاور که ساکنان آن نیز ترکمن شیعه هستند را کمی پیش اعضای قبایل سنی ای گرفته اند که درسال ۱۹۸۶ توسط صدام حسین درآن مستقر شده بودند و سپس درسال ۲۰۰۳ توسط ساکنان اصلی آن پس گرفته شده بود.  با سلطه داعش، سنی ها این فرصت را به دست آورده اند که زمین و دارایی های همسایگان خود را تصاحب کنند.  درخیابان های ساکت تزه جوانانی رفت و آمد می کنند که به مسجد می روند.  درآنجا نماینده محلی آیت الله سیستانی، با لباس نظامی و عمامه مذهبی، مردان را برای تصرف دوباره بشیر به جهاد و شهادت فرامی خواند.
  درحیاط مسجد، اعضای میانسال حزب شیعی الدعوه، که پیشتر درایران در تبعید به سرمی بردند و با کلاه و ریش پاسداران انقلاب بازگشته اند [حضور دارند].  آنها آماده می شوند که به یک گردهمایی بپیوندند که ریاست آن با فرماندهان نیروی شبه نظامی شیعی بدر است که ۶ ماه پیش توسط دولت مرکزی برپا شده است.  درچند کیلومتری این محل، یک تانک دوران اتحاد شوروی و چند خودروی زرهی که درسال ۲۰۰۳ توسط  پیشمرگه های اتحادیه میهنی کردستان از پادگان های صدام حسین به غنیمت گرفته شده بود، ونیز حدود ۱۰۰ پیکارجوی کرد برروی آب رویی که تزه را از سوی دیگر جدا می کند حضور دارند.  هیاتی از حزب کارگران کرد ترکیه که درگذر از محل است، پرچمی با تصویر رئیس خود آقای عبدالله اوجالان که در ترکیه زندانی است را بر دیوار آویخته است.
  دورتر، در کنار این آب رو که حدود ده متر پهنا دارد، یک چادر کمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل حدود ده نوجوان مسلح را درزیر پرچمی که نام علی را برافراشته از آفتاب محافظت می کند .  یک نوجوان که درسال ۲۰۰۳ ده سال نیز نداشته، کلاشنیکفی را روی شانه حمایل کرده که در آن تغییر داده شده تا مانند یک سلاح تهاجمی امریکایی به نظر بیاید.  او که جلیقه ای نظامی و لباس تقلبی المپیک لیون به تن دارد، درحال عکس گرفتن با یک پلیس فراری است که به دعوت آیت الله سیستانی برای جهاد مسلحانه پاسخ مثبت داده ، درحالی که دردوردست چند گلوله به سوی هدفی ناشناس شلیک می شود.
۱- یشمرگ (به کردی: Pêşmerge، پێشمه‌رگه) به معنی کسی است که برای مرگ در نبرد آمادگی دارد.در تاریخ سیاسی کردستان، سازمان‌های سیاسی مختلفی نیروهای مسلح خود را با نام پیشمرگ سازمان داده‌اند.

۲- مقاله «روی آوردن بختی تاریخی به کُردها » لوموند دیپلماتیک،مه          ۲۰۱۳.http://ir.mondediplo.com/article199...