Sonntag, 22. Mai 2016

اجلاس چهار جانبه . . . دکتر ثنا نیکپی


دکتر ثنا نیکپی

اجلاس چهار جانبه برای تعیین "نقشه راه" صلح در افغانستان ناقص بوده، صادقانه نیست
                          
                              
رروند صلح دولت افغانستان با طالبان که در آن ایالات متحده امریکا، چین، پاکستان و افغانستان اشتراک دارند، بعد از برگزاری دور اول آن در پاکستان، دور دوم آن همین حالا در کابل ادامه دارد. از آنجاییکه امریکا بر این روند تاثیر و مدیریت بیشتر دارد، من نمی توانم آینده آنرا مثبت و درخشان ببینم. زیرا امریکا، انگلستان و غرب در مجموع تا حال به این فیصله نرسیده اند که در افغانستان صلح و دموکراسی بیاورند.
استدلال :
اول: طالبان هنوز پروژه ی ناتمام برای ایجادگران آنها است. پروژه یی که با مصارف زیاد از جانب غرب به ویژه امریکا و انگیس بوجود آمد و هنوز از طریق کشور های عربی با رژیم های تحت الحمایه غرب(سعودی، قطر، بحرین و امارات متحده عرب) حمایت و تمویل مادی می شوند که منافع هنگفتی برای اردو و استخبارات پاکستان می باشد.
دوم: استخبارات غرب به همکاری آی اس آی پاکستان همین اکنون طالبان را تقویت و حمایت می کنند و آموزش میدهند و نیروهای مقابل آنها را که مردم و حکومت افغانستان باشند تضعیف می کنند. انتقال طالبان به نکات امن توسط طیارات کشور های غربی، جلوگیری و سرکوب نیروهای خود جوش و مردمی که بر ضد طالب و داعش به وجود می آیند، از نمونه های آشکار جانبداری غرب از طالبان و داعش است. قابل یادآوری است که تهدید افراد مسلح زیر امر ظاهر قدر در ولایت ننگرهار از طرف نهاد های امنیتی که زیر کنترول خارجی قرار دارند از مثال های انکار ناپذیر حمایت از طالب و داعش در افغانستان می باشد.          
غرب و پاکستان از پلان شان که استفاده از بنیاد گرایی در سیاست جهانی شان است، صرف نظر نکرده اند. زیرا آنها می خواهند که طالبان با موضع قوی نظامی و سیاسی داخل حکومت افغانستان شوند، سیاست طالبی را دولتی بسازند، تا از این طریق به تقویت و گسترش بنیادگرایی در منطقه ادامه بدهند. در فرجام یک انقلاب اسلامی نوبتی دیگر را در افغانستان به پیروزی برسانند.      
سوم: پاکستان و امریکا همسایه های هم مرز افغانستان مانند تاجکستان، ازبکستان و ترکمنستان را که به صلح افغانستان دلچسپی خاص داشته و از رشد ترورزیم اسیپ پذیر اند، از روند مذاکرات و تلاش های صلح دورمی سازند. تا افغانستان را در انزوا نگهدارند و پلان های خود شان را بالای "رهبران" افغانستان تحمیل کنند که این کار صداقت پاکستان و امریکا را در حل عادلانه مساله افغانستان زیر سوال می برد. اگر امریکا در این مذاکرات واقعا توازن و تعادل را رعایت میکرد، نه تنها خود را در کنار پاکستان کشور حامی طالبان قرار نمیداد، بلکه همسایه های هم مرز افغانستان را که مخالف طالب و ترور اند، نیز در این روند شامل میکرد.  
چهارم: تجربه دپلوماسی نشان میدهد مذاکراتی نتیجة مثبت داشته اند که با آتش بس آغاز شده است. ولی مذاکرات افغانستان کاملا معکوس این اصل است. طالبان در جریان مذاکرات در کابل راکت می پرانند و مکتب را به آتش می کشند و در جلال آباد ترور و انتحار می کنند.     
پنجم: طرف های مذاکره هردو یک طرف است. حکومت افغانستان، حکومت پاکستان و سران دست اول طالبان هر سه در آخرین مرحله نمی توانند از گلم استخبارات غرب پا فرارتر بگذارند. پس این مذاکرات طرف های جدی ندارد. فقط امریکا است که با استفاده از وضعیت افغانستان بیچاره به سیاست جهانی اش رنگ و روغن میدهد و میان کشور های بزرگ منطقه مانند چین ، روسیه، هند و ایران فتنه های می انگیزد. 
ششم: اختلاف بسیار جدی و آشتی ناپذیر میان طرفداران طالبان و "نماینده های" دولت افغانستان که عاملین دروغین نظر مردم افغانستان هستند وجود دارد. مثلا پاکستانی ها به نمایندگی از طالبان شرایط صلح افغانستان را نمی پذیرند، و بر آشتی بدون قید و شرط ایجاد "اعتماد" و طولانی بودن پروسه صلح تاکید می کنند.
هفتم: مذاکرات در مخالفت کامل با اذهان عامه افغانستان به شکل اجباری بالای مردم افغانستان تحمیل می شود. همه شهروندان افغانستان نسبت به سیاست پاکستان بد بین بوده درک کرده اند که پاکستان دشمن صلح و ثبات افغانستان است مردم افغانستان نمی خواهند که با این کشور سر و کار داشته باشند.
نتیجه گیری من از این روند این است که:       
1.
امریکا هند، روسیه و ایران را از سیاست جهانی و حتی مسایل منطقه یی دور نگهداشته و با پیش کشیدن چین، فضای بی اعتمادی را میان کشور های نیرومند منطقه ایجاد مینماید که با این دلیل امریکا در فکر منافع خود است نه افغانستان.
2.
اگر این مذاکرات به نتیجه برسد، و طالبان شامل دولت افغانستان شوند و جنگ ختم شود، این صلح هم موقتی خواهد بود. زیرا طالبان استبداد دینی ، قومی و جنسی را آغاز می کنند و با مقاومت مردم روبرو شده و جنگ دوباره آغاز می شود. اگر طالبان حالا به حیث مخالفین عمل میکنند ، در آنوقت به صفت دولت بر ضد مردم عمل خواهند کرد. 
آنها می توانند با استفاده از قانون اساسی کنونی وحشی ترین استبداد دینی را در افغانستان برقرار کنند. این قانون با کانسپت های دورنمایی برای تقویت بنیادگرایی دینی طرح و تصویب شده است که من با نشر ده ها مقاله در صد ها ورق آنرا تشریح کرده ام. طالبان بجای انتحار می توانند مانند عربستان سعودی و مصر به اعدام های جمعی مخالفان دست بزنند و مجازات بریدن دست و پا و سنگسار را به مجازات روزمره ی محاکم تبدیل کنند. 
3.
شاید هم این مذاکرات تا سقوط دولت افغانستان ادامه پیدا کند. مانند مذاکرات صلح فلسطین و اسراییل پایان ناپذیر باشد. زیرا امریکا در پیشبرد سیاست جهانی اش پیمان شکن ترین کشور دنیا است که اعتبار خود را از دست داده است.
من وقتی به صلح با طالبان باور خواهم داشت که سیاست امریکا مبنی بر تقویت و گسترش بنیادگرایی دینی و استفاده از این ابزار در سیاست جهانی تغییرکند و در تامین صلح افغانستان سیاست دوروی و چند پهلو نداشته باشد.

Sonntag, 24. April 2016

شجاع وفا: شاهد مرگ غم انگیز بهارم .. . .


            شجاع وفا


Shoja Shefas Profilbild





.................................................................................................................................................................

Montag, 11. April 2016

چند کوتاه نوشت از نصیرمهرین



چند کوتاه نوشت از نصیرمهرین

 
 
سالی که پیش رو داریم
        
  -  خوب است که به کمبودها ونارسایی های خویش نیز بیندیشیم. همزمان با اعتراض وانتقاد وحتا فریاد برآوردن برمقصرین جفاهای عظیم، کجروی ها واشتباهات خود را نیز نشان دهیم.
-  خوب است که با نشانی شدن مرز تروریسم، فساد پیشه گی های آمیخته با کارکردمافیایی، جهل، تعصب، برتری جویی های تبهکارانه و بقیه زشتی ها وپلشتی هایی که از آن با دل پر درد سخن گفته شده است، اشتباهات وکمبود های آنانی نیز شناخته شود که هر روز از این بیدادگری می نالند. 
-
 خوب است که فرهنگ فحش ودشنام، توهین وتحقیر، نقاب مستعار نویسی وتشنج زایی، مطرود ونکوهیده تشخیص شوند وزبان رسای حقیقت گوی وبی هراس در جای آن بنشیند.
-
 خوب است که دریابیم مردم ما به نیروها ونهادهایی نیازدارند که پیام آور خوبی ها باشند. روند ایجاد این نهادها و شکل گیری نیروها، در هر نظر وگام های کنونی تجلی می یابند.
 - تمرکز قلم ها وقدم ها روی نیاز بالا، در سالی که آغاز شده است، دستاوردی را برای ما به ارمغان می آورد که می توانیم یک سال بعد با افتخار از کارکردهای خویش بنویسم.
                                                           *

سخنی پیرامون مخالفان نو روز    
در ادامۀ روزگار اسفبار و اندوه گستری که اکثریت بزرگ مردم ما دیده اند، روزگاری که دزدان اندک خنده وگاهگاهی نشسته برلبان را نیز ربودند، حالا مشتی از آن دزدان، جسورتر وبی باک تر کمر بسته اند تا این شاد روز دیرینه وپیشینه را از میان بردارند. هنگامی که به ابعاد نیت پیام آوران غمگینی وافسرده گی و دشمنان نو روز می اندیشم، این تصور نیز دست می دهد که شاید یکی از علل دشمنی این قشر طفیلی در این برداشت نهفته باشد، که منفعتی عاید ایشان نمی شود. 
اما پیروزی در این راه نکبت بار نتوانند داشت. روزی را نشانه می گیرند و می خواهند نابود کنند که از دشواری های بسا زمانه ها با سلامتی ره پیموده و داغ ها و تبسم هایش با ما سخن می گویند.
                                                  *

در حاشیۀ فرا رسیدن نوروز    


اینک صدای خوش آهنگ گام های پیر کهنسال نو روز، بازهم نزدیکمان شده است. احساس می کنیم که با لبخند ملیح ، دستان پر گل وبا عطوفت اش را نوازش کنان، بر سر ما می نهد.
احساس ما در برابر چنین پیام آور خوبی ها، جز این نتواند باشد که پیام ها وگام های ستوده اش را بار دیگر بستائیم. دستانش را ببوسیم و خبر آمدن اش را به دوستان مبارکباد بگوئیم .
پیام ها وآرزوهای پیشینیان را که در پیوند با قدم های ستره اش سروده اند، نیز به یاد می آوریم که :
"
خوش باش و دمی به شادمانی گذران          ".
ویا
"
نو بهار است در آن کوش که خوش دل باشی         
که بسی گل بدمد، باز وتو در گل باشی          ".
حتا سخنی از مرد خونین دل وشاهد خونریزی های "قتیبه" را داریم، که چنگ برگرفته بود و می سرود که: 
"
ﺑﺎ ﺍﻳﻦ ﻫﻤﻪ ﺍﻧﺪﻭﻩ       
ﺩﺭ ﺧﺎﻧﻪ ﯼ ﺩﻝ 
ﺍﻧﺪﮐﯽ ﺷﺎﺩﯼ ﺑﺎﻳﺪ        
ﮐﻪ ﮔﺎﻩ ﻧﻮﺭﻭﺯ ﺍﺳﺖ. " 
آری، از این منظر که می نگریم، چرایی برای تجلیل وگرامیداشت نو روز، در کار نیست. جز این که عقل، فکر و سویۀ ذهنی- فرهنگی کسانی از جهالت آمیخته شده باشد. چنین جاهلان را نیز داریم. آنانی که نو روز را با کوله باری از افکار"نا حلال" خویش، "حرام" می نامند. با توجه به چنین ذهنیت جاهلانه است که چشمان مان به سوی واقعیت دردناکی نیز ره می برد که خوشی را از چهره ها دزدیده است.
هنگامی که تن نازنین نو روز را می نگریم و باز به چهرۀ کریه و سیاه جاهلانی می بینیم که حکم اعدام نو روز را در فکر و دردست دارند؛ آرزوی خوش باشی و خوشی طلبی ما با چالشی تأثر بار مواجه می شود.    
تأثرما زمانی فراخ دامن می شود که چهره های قربانیان روزانۀ انسان کشی در نظر ما ظاهر می شوند. کودکان وزنان ومردانی که دیروز شاید به سوی بازار فاریاب رفته بودند که برای نو روز عزیز خویش چیزکی بخرند. اما، انتحاریی که نو روز ستیز نیز است، او را به کام مرگ فرو برده است. به یاد کسانی می افتیم که سخن نو روزی خیام وحافظ برای او، ریختن نمکی بر زخم هایش تلقی می شود. مادران، همسران وکودکانی را به یاد می آوریم که وقتی نوروز فرا می رسد، آن " گم گشتۀ " مظلوم را به یاد می آورند که رفته بود، میوه ونان وجلیبی بیاورد، اما، برنگشت.         
این است که من از سالها به اینسو، در حالی که به دست وچهرۀ نو روز بوسه می زنم، قدم های دلنوار ومعطرش را گرامی می دارم و اشعاری را می خوانم ،اما هنگام مبارکباد آن، نمی توانم برداشتی را پنهان بدارم که ازچنین ناسازگاری حاکی است.
 .

مصلح سلجوقی. چند اصطلاح هراتی



مصلح سلجوقی
 
Bildergebnis für ‫مصلح سلجوقی‬‎
                                                      چند اصطلاح هراتی

دوستان فرهيخته را درود باد .
چند روز مي شود كه بوي بهارهرات از فاصله هاي دور مشامم را نوازش مي دهد . دلتنگ و دلتنگم مي سازد . غربت ، غربت است هرچه كه باشد .
چند اصطلاح هراتي كه پشت شان ديق شده ام را برايتان مي نويسم .
١- جرینگّست
٢- شلپّست
٣- گرمبّست
٤- ترپّست
٥- هووست
٦- وژّست
٧- خشّست
٨- هوفّست
٩- کوروچّست
١٠- وزّست
١١- جرّیکست
١٢- ترّقست
١٣- فشّست
١٤- شرّقست
١٥- قُرُمّبست
ياد آوري از اين اصطلاح ها مي تواند تداعي كنند ه ي خاطرات خوش وطن باشد .
دعاي بهاري با اصطلاحات هراتي :
در اين بهار شگوفا آرزو دارم زنگ خاطرات خوش تان " جرنگست " كند وآواز "ترپست " گامهاي بهاري را در خانه هاي تان خيرمقدم مي گوييد . " قرمبست " آمدن بهار را هلهله گويان به گوش جان شنواباشيد و "شرقست " سيلي نسيم بهاري بر صورت هاي زمستان برده گوارا گردد . "خشّست" كشاندن سفره ي نوروزي را چشم بنديد و "هفست" زنان لقمه گان چرب و شيرين را تناول نموده ، صداي "كوروچّست" شكستن بادام هاي سفره ي نوروزي تان "وژّست" كنان كوچه و بازار را به "هووّست "آورد .
" ترقست " چاشت بهار جايگزين"گيز گيز" هاو "وِز وِز" هاي گوش هاي تان باد .
لطف نموده بعد از دعا " جيكست " نزنيد .

شعری از پرتو نادری. گزارشی ازنهاد کودکان نیازمند .یلدا صبور.یادداشت ها از منیژه نادری


یلدا صبور


                      خـنـده كــن 
                                                         

تو خنده كن كه خنده ات مرا به اوج مي كشد
مرا به سرزمين نور، به سوي موج مي كشد
تو خنده كن كه خنده ات نيايشِ محبت است
اجابتِ دعاي من، صفاي عرش رحمت است

.............................................................................................................................................................
رسانیدن کمک مالی برای کودکان نیازمند
        

امروز همکاران ما محترم انجنیر نادر آرین و محترم داکتر عارف معروف مبلغ 22 هزار افغانی را برای پنچ خانوادهٔ کودکان نیازمند توزیع نمودند که از این جمله برای هریک از 2 خانواده با در نظرداشت تعداد کودکان خانواده ها مبلغ 5000 افغانی و برای هریک از 3 خانوادهٔ دیگر مبلغ 4000 افغانی توزیع گردید.
در گزارش آمده است که تمام خانواده های کمک رسانیده شدهٔ امروز را خانواده های کودکان یتیم تشکیل میدادند.
توزیع کمک ها در روز های آینده ادامه خواهد داشت .
با ارج فراوان یلدا صبور
............................................................................................................................................................

برگرفته از صفحۀ مجازی خانم منیژه نادری
                   

یادداشتها
هفتم آپریل  
حامد کرزی پر درآمد ترین رییس جمهور جهان شناخته شده است!

کرزی رییس جمهوری که قبل از روز به قدرت رسیدنش حتی یک فیصد مردم ما او را نمی شناختند ولی او با حیله و نیرنگ توانست حدود
۱۴ سال بر گردهٔ مردمش سوار شود.کرزی یک سیستم مافیای دولتی را اساس گذاشت و با سرگرم ساختن جامعهٔ جهانی زیر نام مبارزه با ترویزم، زرع تریاک و قاچاق، بازسازی و دهها بهانه یی که راحت دستش افتاده بود،‌ تروریزم و مافیای قاچاق را تقویه کرد و در نهایت اساس یک فیودالیزم قومی را گذاشت که امروز به بد ترین شکل آن تجربه میشود.
با سرازیر شدن مبالغ هنگفت جامعه جهانی، مافیای دولتی در تفاهم با مافیای خارجی، راه بیرون رفت آن را نیز زیرکانه سنجیده و این پروسه بیشتر از
۱۵ سال است که ادامه دارد.   
امروز کارکرد های حامد کرزی از دیدگاههای متفاوت به نقد کشیده میشود و مردم صبور افغانستان دردمندانه انتظار روزی را دارند که دادگاه کشوری و یا جهانی این سپهسالار فتنه و فسادر را به کیفرش برساند و تاوان دوره یی را که مردم ما بعد ازبیست و چند سال انتظار، امیدش را داشتند و کرزی و دارو دسته اش به راحتی آن را به باد فنا سپردند، بدهد.      
امروز که اسناد و شواهد معتبری در دسترس میدیای داخلی و خارجی قرار دارد، مردم افغانستان نباید خاموش بمانند و همه در یک تفاهم و با یک صدا برای به دادگاه کشانید این خاین ملی دست به هم دهند. 


                                                                   *

حد اقل خانواده هایی که در جنگهای داخلی سالهای نود و هم در اثر حملات تروریستی اعضای خانوادهٔ شان را از دست داده اند، به پاس خون شهدای شان نگذارند که این خبیث وارد کابل شود!  
جای درنگ است که دولت نابکار افغانستان از نهایت سازش دست به دامن یکی از قاتلین مردم این سرزمین، ویرانگر شهر کابل و شماری از ولایات کشور، عاق مادروطن، طفیلی جنگ و چوچهٔ ISI می اندازد و با وجودیکه هنوز نمیداند سازمان ملل نامش را از فهرست تحریم ها بیرون خواهد کرد یا خیر، با بی رویی در مورد برائت قضایی این جنایتکار تاریخ با او مذاکره می کند.         
صلحی که از چنین پس منظر برخیزد کمتر از جنگ نیست ولی با این تفاوت که این دلال خون مردم، با دولت کاری نخواهد داشت چون خواسته هایش بدون شک برآورده می شود ولی بقایش را هنوز در ریختن خون مردم بی گناه خواهد دید.


.............................................................................................................................................................

پرتو نادری

"یک انرژی مثبتاز مولانا" Shabdez Waslat



از برگۀ
Shabdez Waslat

پرویز آرزو. برگردان شعری از هاینریش هاینه



دکتور پرویز آرزو

 ‎پرويز آرزو‎s Profilbild

دو روز پیش برگردان واژه به واژه شعری از هاینریش هاینه را اینجا گذاشتم. تلاش کردم آن را در قالب نیمایی ترجمه کنم:
تو ای گهوارۀ زیبای غم‌هایم
تو ای گورِ قشنگِ راحتی‌هایم
تو زیباشهر،
خداحافظ!
تو را می گویم ای اقلیمِ پاکی، خوش بمان اینک!
که در تو نازنین‌یارم خرامان است
مقدس‌شهرِ من، خوش زی!
که اول بار در تو چشم‌هایم یار را دیدند
الا ای قلب‌ها را شاه!
نمی‌دیدم تو را هرگز
کجا بیچاره می‌گشتم
کجا می‌داشتم با قلب تو کاری
و کی می‌کردم آن مهر تو را زاری
تمام آرزویم زیستن در سرزمینی بود
که آنجا از نفس‌هایت شمیمِ زندگی می‌ریخت
مرا از خویش می‌رانی
زبانت واژه‌های تلخگونی بر لبان دارد
بلاهت می‌کند زیر و زَبَر حس مرا اینک
و بیمار است و زخمی قلب من حالا
نمانده جان، تنِ من را
رَوم افتان و خیزان با عصایی تا فراسوها
و سر، این خسته سر را من
به مهجوری
گذارم در میانِ سردیِ گوری...
تصویر: مجسمه سر هاینریش هاینه