Mittwoch, 23. Mai 2012

بررسی حکومت صد روزۀ حفیظ الله امین



نگاه دیگر

حکومت صد روزۀ حفیظ الله امین

در سلسله بررسی حکومت های افغانستان، در این نوشته، "حکومت صد روزه حفیظ الله امین" به بررسی اجمالی گرفته می شود. حکومت های پیشین افغانستان قبلاً در این سلسله بررسی شده اند و این سلسله نوشتار ادامه دارد.
حفیظ الله امین پس از قتل نور محمد تره کی، خط مشی را اعلام کرد که در آن هیچ مطلب تازه یی وجود نداشت. اعلام خط مشی او با چند شعار و چند انتقاد چندش آور از تره کی همراه بود و اشاره یی به کیش شخصیت بدون نام بردن از تره کی به پایان رسید. در کابینه تغییراتی ایجاد شد.
امین صد روز در آن مسند بماند و سرانجام در شش جدی 1358 به وسیلۀ کوماندوهای شوروی به قتل رسید. سرگذشت و سرنوشت حکومت او، عبرت های بسیاری را گوش آویز تاریخ می نماید. به شرط آن که آن گونه که بود نگریسته شود.
حفیظ الله امین کی بود؟
حفیظ الله امین در سال 1929ع.( 1308 خورشیدی )در پغمان تولد شد. درس های مقدماتی را در مکاتب پغمان و کابل فرا گرفت. به منظور تحصیل بیشتر به ایالات متحدۀ امریکا فرستاده شد.اما درجۀ تحصیلی دکترای خویش را به دست نیاورد و از امریکا اخراج شد. دلیلش را در شرح حال او "مبارزات طبقاتی مترقی و انقلابی" گفتند. (1)
در سال 1344عضویت حزب دموکراتیک خلق افغانستان را حاصل کرد. پس از انشعاب ببرک کارمل و رفقایش، جانب نور محمد تره کی را گرفت. در دور سیزدهم شورای ملی از پغمان به عنوان نماینده تعیین شد و تبارز بیشتر سیاسی پیدا نمود. مسوول امور سازمان نظامیان "خلق" درارتش بود. هنگام وحدت خلق و پرچم عضویت بیروی سیاسی را گرفت. پس از توقیف برخی رهبران حزب از طرف محمد داوود خان، با استفاده از فرصت ها و امکانات، رهنمودهایی را داد که پیروزی کودتای ثور را در قبال داشت. با اعلام اعضای کابینۀ نور محمد تره کی، امین سِمت معاونت دوم شورای انقلابی، معاونت دوم صدارت و وزیر خارجه را به عهده گرفت. در ثور سال 1358 مقام صدارت را نیز به دست آورد.

سخنرانی ها و فعالیت عملی او همه و همه گواه باورداشت های او به سوسیالیسم گونۀ برژنفی و وفاداری به اتحاد شوروی است. پس از کودتای ثور، مانند برخی از بقیه اعضای حزب، همواره در مرکز سخنرانی هایش تحقق برنامه های حزب، پایبندی به "اصول حزب پیشاهنگ طبقۀ کاگر"، دورنمای ساختمان جامعۀ سوسیالیستی، شوروی ستایی و حمله به مخالفان افغانی و جهانی شوروی قرار داشت. (2) سال ها فعالیت حزبی و دولتی او نشان داد که شخصی بود جسور، جاه طلب و جانبدار سرکوب مخالفین سیاسی.
پرچمی ها را بد می دید و در راندن برخی رهبران آنها سهم جدی تر داشت. با توجه به سهم او در برپایی کودتا و نقش آشکاری که در سمت و سو دادن اوضاع داشت، به زودی از طرف مخالفین به عنوان یک تن از رهبران ستمگر معرفی شد و آماج حملات قرار گرفت.
توسعه و تشدید بحران ها در جامعه و بازتابی که در رهبری شوروی داشت، کار را به جایی رساند که زمامداران آن وقت اتحاد شوروی از میان رفته، طرح قتل او را با نور محمد تره کی در میان نهادند. طرحی که آشتی مجدد پرچمی ها و خلقی ها را نیز در نظر داشت. اما آن طرح به شکست انجامید، امین زنده ماند وچنانچه در قسمت پیشتر دیدیم، امر هلاکت تره کی را داد. (25سنبله 1358-14 سپتمبر1979)
ویژگی های حکومت امین:
1- از شروع کودتای ثور به بعد، ساحۀ قدرت حزبی، بیشتر در حیطۀ شخصی و فراکسیونی او محدودتر شد. به دنبال راندن برخی اعضای رهبری جناح پرچم و سرکوب آنها، وقتی نور محمد تره کی را زندانی کرد، چند تن از طرفداران او که در حکومت و ارتش نفوذ داشتند، برای حفظ جان به سفارت اتحاد شوروی پناه بردند. امین، برادر، برادرزاده و افراد مطمین خویش رادر پُست های مهم گماشت. (3) در واقع افزون به برانگیخته شدن دشمنی مردمان وسیع در برابر اعمال حزب و دولت، دامنۀ مخالفت های جدی درون حزبی هم به سوی دشمنی با امین سمت یافت.
2- مناسبات با اتحاد شوروی با بی اطمینانی و بی اعتمادی آمیخت. زیرا شوروی طرفدار مرگ تره کی نبود. وحدت و تفاهم پرچم و خلق را می خواست. اما امین به این نتیجه رسیده بود که در پشت طرح توطیۀ قتل او دست اتحاد شوروی و سفیر وقت (پوزانف) نهفته است. همچنان آگاه بود که چند تن از مخالفین او به سفارت شوروی پناه برده اند. این بود که به زودی پوزانف را روانۀ شوروی نمود. عملی که برای مقامات ماسکو و به ویژه شخص برژنف بسیار ناخوشایند و اهانت آمیز تلقی شد. (4)
3- زندگی مردم در حکومت صد روزه:
هنگامی که حفیظ الله امین قدرت را رسما ًبه چنگ آورد، اوضاع افغانستان از حالت نخستین ماه های بعد از کودتای ثور، تفاوت های بسیار کرده بود. زیرا مظالم و ناهنجاری ها و مخالفت های گوناگون دامن گسترده بود. هزاران تن به قتل رسیده بودند، هزاران تن دیگر در زندان ها بودند.عده یی که تعداد شان به شدت رو به افزایش بود، مهاجرت کرده بودند. پس مسلم بود که نه تنها از تحقق برنامه ها و فرمان های ابلاغ شده حتا با همان شیوه های قبلی خبری نبود؛ بلکه جنگ و خونریزی و ابقای قدرت در دستور کار بود.
در چنان اوضاع که شیرازه های پیشین نیز فرو می پاشید، وضعیت معیشتی- اقتصادی، آموزشی و روانی جامعه شاهد یکی از دردآمیزترین لحظات بود. اگر در سال پیش و حتا در اوایل همان سال 1358هنوز بخشی از مکاتب در ولایات به روی شاگردان باز بودند، و برخی مقامات حکومتی امکان و جرئت سخن گفتن از سوادآموزی و یا سروی و اصلاح اراضی را داشتند، در حکومت صده روزۀ امین چنان امکانات از دست رفته بود.
4- ستیز با تلاش هایی که برای براندازی حکومت او طرح می شد و مقابلۀ خونین با توسعه و تشدید مراکز مسلح مخالفین در سرتاسر افغانستان در این مرحله مشغلۀ حکومتداری امین بود.
حفیظ الله امین ابتدا مسموم، بعدا به قتل رسانده شد.
حفیظ الله امین ابتدا مسموم، بعدا به قتل رسانده شد.
با توجه به چنان وضعیت و مشاهدۀ نفرت عمومی، حکومت او همه بیرحمی هایی را که دولت پس از کودتا مرتکب شده بود، به پای تره کی و گروه او انداخت. شعار"مصؤنیت، عدالت و قانونیت " سر داد. کمیسیون 12 نفری برای رسیدگی به احوال زندانیان ایجاد شد. "اگسا " که به شدت منفور و بدنام شده بود، به "کام" ( کارگری استخباراتی مؤسسه ) تغییر نام یافت. اما از آنجایی که مردم شاهداعمال ناروای روزمرۀ حکومت بودند و هیچ تغییری در جهت انصراف از سیاست های مستبدانه و سرکوب های خشونت بار رونما نمی شد. آن شعارها و ادعاها کاملا ً بیهوده و فریبکارانه بودند.
در رابطه با اتحاد شوروی نیز به رغم بی اطمینانی، سعی حکومت امین این بود که بر نیازهایی که شوروی در افغانستان داشت اتکا کند. این بود که تا آخرین لحظۀ حیات نیز از درخواست کمک ابا نورزید. (5) او در واقع بدون توجه به آن بخش از مصالح شوروی که حزب و دولت یک پارچه را برای تحقق اهداف خود در افغانستان می خواست، شوروی را می ستود و پشتیبانی اش را برای خویش مطالبه می نمود. گره اصلی جنجال امین و شوروی در این نکته نهفته بود.
در نتیجه حکومت حفیظ الله امین از پشتیبانی مردم محروم شده بود و شورش ها و مخالفت ها، زمینه های سقوط او را در چشم انداز می نهاد و در خفا سران اتحاد شوروی نیز مشغول کندن قبر او بودند. تلاش های "کی جی بی" و تشبثات سران حزبی و نظامی برای از میان برداشتن امین یکی از ویژگی های دیگر آن صد روز است. این بود که او در حالی که دیگر تکیه گاهی نداشت، چشم دریافت کمک به سوی شوروی داشت. مقامات شوروی هم تا آخر چنان خواست های او را نه نگفتند. ادعای مبنی بر تلاش او برای هم پیمانی و اتکأ به امریکا، با واقعیت آرمان های شوروی گرایی وعملکردهای که او تا شش جدی در معرض نمایش نهاده است، غلط محاسبه می شوند. حکومتی که مخالفت پاکستان و ایران را به شدت برانگیخته بود، نه زمینۀ سیاسی و نه امکان عملی تکیه بر آنها را داشت. (6)
حکومت حفیظ الله امین تکیه گاه دیگری هم نداشت که به آن روی بیاورد.اگر باری حفیظ الله امین، اندکی از سفرۀ دلِ پردرد نزد سفیر کیوبا در کابل گشوده بود، غافل از آن بود که آن سفیر گزارش او را به زودی به گوش مقامات ماسکو می رساند. (8 ) سرانجام امین را از میان برداشتند، اما چگونه:
سرنگونی حکومت حفیظ الله امین
در بسا از منابعی که پسین سال های حیات شوروی و یا پس از اضمحلال آن به نشر رسیده اند، به مشغولیت ها و دغدغه های خاطر ناآرام رهبران شوروی بر می خوریم. هرچند در یک بررسی مفصل، همۀ آن ها نیز شایستۀ نگارش است، اما در این جا به نشان دادن زمینه ها و عوامل قتل امین به گونۀ فشرده بسنده می نماییم.
زمینه های اصلی را بایسته است در اضمحلال رو به تزاید جمهوری دموکراتیک افغانستان به بررسی گرفت. آن زمینه بود که به درخواست پیهم کمک از شوروی می انجامید. اتحاد شوروی گسیل ساز و برگ نظامی و مشاورین را آزمود؛ اما ثمری در پی نداشت.
زمینه ها و خواستگاه توسل به تهاجم در شوروی موجود بود. کشوری در حال توسعه طلبی جهانی، درگیر رقابت ها در همۀ جهان، شاهد به دست آمدن افغانستان از طریق ح.د. خ.ا در زیر سلطه اش، در حالی که گواه حیف و میل هزینه های هنگفت نظامی بود، ناگزیر به گزینۀ تجاوز نیز می اندیشد. موجودیت چنان ساختار تک حزبی که تصمیم نهایی را نماد زورگویی یا رهبر حزب می گرفت و ابراز صدای چرا گفتن و موضع مخالفت آمیز محلی از اعراب نداشت، راه مداخلۀ مستقیم می افتد. مداخله یی که از گزینۀ مطمین تری برای جانشینی امین بهره مند بود. ببرک کارمل یا شخصی که هر پیشنهادی از جانب شوروی را با دل و جان می پذیرفت، از پراگ به مسکو رفته و در آنجا برای چنین روزی لحظه شماری می نمود.
برای تحقق چنان برنامه بود که مجبربترین شخصیت های امنیتی، سیاسی و نظامی وارد افغانستان شدند. یکی از وظایف در ماه دسامبر در افغانستان این بود تا تبلیغ شود که گویا کشور دیگری به افغانستان تجاوز می کند. به تاریخ 20 ماه دسامبر مرکز فرماندهی و حکومت امین از ارگ به قصر دارالامان انتقال یافت. در27 دسامبر برنامۀ از پیش در نظرگرفته شده، جامۀ عمل پوشید. امین نخست مسموم و چند ساعت بعدتر به قتل رسید. جسد او را در قالینی پیچیده و درعقب قصر( تپۀ تاج بیک) به خاک سپردند.
به این ترتیب بساط حکومت مستبدانۀ حزبی و حکومتیی که او دررأسش قرارداشت ،از طرف شوروی برچیده شد.اما بساط تنش ها، ناگواری های طاقت سوز مردم برچیده نشد. با تجاوز شوروی چالش های نوی هم پدید آمد که سالیان دیگر اوضاع افغانستان و حتا جهان را رقم زد. همزمان با آن، صدای ببرک کارمل به گوش ها رسید که او را بار دیگر عضو «سی آی ای» نامید. اما این بار همه فجایعی را که جامعه شاهد آن بود، به دوش شخص امین نهادند. در حالی که مردم آزاری ها خاستگاه فراتر از شخص امین داشت و در اِعمال آن دستان بی شماری سهیم بودند. امین یکی از چهره ها و مجریان فعال سیاست جفاآمیز بود.
امین عضو «سی آی ای» نبود. برای آن اتهام سند و مدرک اندک مقنع هم در دسترس نیست. امامسلم است که او عضو حزب دموکراتیک خلق افغانستان بود و یک تن از فعالترین اعضای رهبری آن . . . (7) و چنان که زمانۀ او و سال های پس از قتلِ آن نماد سفاکی حکایت دارند، عضو نبودن به «سی آی ای» یا به سخن دیگر آنانی که عضو آن سازمان هم نبوده اند، نیز بیرحمانه ترین اعمال ضد بشری را در جامعه به نمایش نهاده اند.
نویسنده: نصیر مهرین
ویراستار: فرهمند
توضیحات و رویکردها
1- مختصر سوانح لومری وزیر( نخست وزیر - صدراعظم ) و وزیر امور خارجه، حفیظ الله امین، سالنامۀ شمارۀ 44 سال 1358، کابل.
2- سخنرانی های حفیظ الله امین، از جمله سخنرانی در 14 همین سال تأسیس حزب د.خ.ا
3- برادرش عبدالله امین در واقع به گونه یی که در پیشینه ها سپه سالار شاه محمود خان در شمال کشور حکمروایی داشت، دارندۀ قدرت بود. و اسدالله برادرزادۀ امین ریاست کام را دارا بود .
4- قتل تره کی به تنهای عامل طرح هجوم به افغانستان و قتل امین نیست. اما این هم پذیرفتنی است که قتل تره کی اسباب جدی شدن برژنف را فراهم نمود. خاطرۀ اناتولی فرزند گرومیکو از پدرش در این باره درست به نظر می آید. گرومیکو به پسر خویش گفته بود که برژنف پس از شنیدن خبر قتل تره کی؛ "سخت تکان خورد." ص85، حقایق پشت. پرده... مؤلفین: دیاگوردویز وسلیک هریسن، ترجمۀ عبدالجبار ثابت، جلد اول 1375، پشاور.
5- هنگامی که معدۀ حفیظ الله امین را در بعد از ظهر 6 جدی شستند و "تهدید مرگ برکنار شد، پیرامون کاخ ( دارالامان) تیراندازی آغاز شد. امین به یاور خود دستور داد به مشاوران (مشاوران شوروی) در این باره اطلاع بدهد و گفت: «شوروی ها کمک می کنند».
یاور هنگامی که گوشی تیلفون را بر می داشت به امین گفت: «این شوروی ها اند که آتش می کنند!» . . . (امین ) انگاه آهسته گفت: «دانستم، درست است». جنگ در افغانستان، نوشتۀ گروهی از دانشمندان انستیتوی تاریخ نظامی فدراسیون روسیه، ترجمۀ عزیز آریانفر، ص 256، سال 1991، پشاور، انتشارات میوند.
6- آرزومندی شاه ولی وزیر خارجۀ حکومت امین برای مسافرت آغا شاهی وزیر خارجۀ پاکستان به کابل و یا ملاقات امین با شارژدافیر سفارت امریکا در کابل نمی توانند دلایلی باشند برای بیرون کردن افغانستان از زیر نفوذ شوروی.
7- (سخن بیشتر در این زمینه زیرعنوان «تأملی بر ادعای "سیا" بودن امین»، از این قلم منتشر می شود.
8- سفیر کیوبا در کابل به معاون شعبۀ روابط بین المللی کمیته مرکزی حزب کمونیست چکوسلواکیا استیفانیک اظهار نمود که :امین سیاست مستقل و مجزا از سیاست های شوروی را تعقیب می کند. بناً "حذف فزیکی امین را نباید منتفی شمرد." ک.ج.ب. در افغانستان . واسیلی میتروخین. مترجم : احمد ضیأ رهگذر. صص164 ک.ج.ب2011 پشاور.. انتشارات میوند.

Keine Kommentare:

Kommentar veröffentlichen